برای انتخاب اسم شرکت معماری حتما مقاله ی ما را مطالعه نمایید. برای ثبت شرکت انتخاب اسم مناسب بسیار حائذ اهمیت است.

انتخاب اسم شرکت معماری

برای انتخاب اسم شرکت چکار باید کنیم؟ اگر سوالات بسیار زیادی در مورد اسم شرکت دارید میتوانید مقاله ی ما در زمینه نمونه اسم فوق العاده برای ثبت شرکت را مطالعه نمایید. اما برای خیلی ها انتخاب اسم شرکت معماری به یک مشکل تبدیل شده است. پیش از انتخاب اسم شرکت در ابتدا باید اندکی اطلاعات در زمینه شرایط اسم شرکت داشته باشید.

شرایط انتخاب اسم شرکت معماری

  • اسم شرکت شما تکراری نباشد
  • اسم شرکت شما باید حداقل از 3 سیلاب تشکیل شده باشد
  • اسم شرکت شما باید ریشه ی فارسی داشته باشد
  • اسم شرکت معماری نباید شامل اعداد باشد
  • باید از اسامی خاص در اسم شرکت معماری استفاده کرد
  • از اسم شعرا، افراد نامی نباید استفاده کرد

در مرحله بعد پس از در نظر گرفتن شرایط بالا، باید اسمی را انتخاب کرد که با موضوع فعالیت ما همخوان باشد. برای همین منظور دانستن معانی اسم شرکت خیلی مهم می باشد. اسم شرکت معماری

اسامی شیک برای اسم شرکت معماری

برای انتخاب اسم های تجاری شیک برای شرکت معماری باید اسم هایی مانند اسامی زیر استفاده نمود:

  • آمود : آزین بندی ساختمان
  • تچر یا تچرا : کاخ تابستانی داریوش
  • مهرازان : معماران
  • مهرازی : معماری
  • رادیس : در معماری ایرانی به معنی پرگار
  • آنامیس : الهه ی زیبایی
  • بعد چهارم
  • سایبان
  • خشت سبز
  • معماران فردا

برای اینکه بتوانید اسامی بیشتری را بررسی کنید در انتها تعدادی اسم با معنی آنها برای شما گذاشته خواهد شد.

نمونه اسم های تجاری شیک :

آرتمیس: رب النوع ماه و شکار آیبک : ماه بزرگ، ماه تمام، صنم، معشوق ایپکا : نام گیاه آییژ : شراره آتش آموت : آشیانه پرندگان شکاری آمون : رب النوع خورشید آفر: آتش - ماه نهم سال شمسی هورخش : آفتاب درخشان خورشید آذین: زیور، طاق نصرة‌، تزئین ، آرایش آرمیتا: آرامش یافته آونگ: شبنم - نام کردی ارژن: درختی با چوب بسیار سخت و محکم - نام کردی ارژنگ: آرایش - کتاب ارغوان: نام درختی با گل و شکوفه های سرخ رنگ ارمغان: هدیه ، تحقه ، سوغات امید: انتظار ، آرزو اورنگ: عقل و کیاست ، تخت پادشاهی اوژن: شکست دهنده ، دشمن برانداز اوستا: نام کتاب آسمانی زردشت اهورا: صاحب ، فرمانروای دانا ایاز: بزرگ و پاینده باربد: پرده دار بردیا: پسر کورش بزرگمهر: خورشید بزرگ بوژان: رشد کرده - نامی کردی بهتاش: خوب و مانند بهداد: نیک آفریده شده بهدیس: خوش رنگ ، خوشگل پارسا: پاکدامن ، زاهد پرتو: روشن ، تابش ، فروغ پردیس: بهشت ، باغ و بستان پرهام: از اشخاص بسیار ثروتمند در زمان بهرام گور پژمان: افسرده ، غمگین پژوا: بیم و هراس پریا: کبوتر بال شکسته ای که به دنبال آشیانه می گردد پرنیا: پارچه حریر پوریا: پهلوان محمد خوارزمی ملقب به پوریای ولی توژال: برف اندک - نامی کردی پویا: رونده و دونده - نامی کردی پیام: الهام ، وحی ، پیغام پیروز: کامیاب ، فاتح پیمان: عهد ، قول وقرار چالاک: سریع و زبردست تابان: تابنده، منور تارا: ستاره تاویار: آتشبان - نامی کردی ترانه: زیبا و صاحب جمال ، سرود ، نغمه تینا: گل ، نامی کردی چابک: زرنگ ، چالاک تینو: تشنه ، نامی کردی جاوید: پایدار ، همیشگی جوان: برنا ، دلیر ، شاداب جهان: دنیا ، عالم ، گیتی ، کیهان جیران: آهو ، نامی ترکی چاوش: پیشرو و پیش قراول کاروان چوبین: کنیه و لقب بهرام چوبین سردار انوشیروان خرم: شاد و خندان خورشید: درخشنده آفتاب دادمهر: زاده آتش دارا: مالدار، ثروتمند ، از نامهای خداوند دریا: بحر دل آرا: محبوب و معشوق دلارام: مایه آرامش دل دل انگیز: گوارا ، مطلوب دیاکو: اولین پادشاه مادها در قرن هفتم پیش از میلاد دیبا: پارجه ابریشمی رنگی، روی زیبا رامونا: نگهبان عاقل رابین: مشاور، متعمد - نامی کردی است راویار: شکارچی - نامی کردی رژینا: مانند روز - نامی کردی روبینا: یاقوت سرخ رهام: نام پسر گودرز راسپینا: پائیز ژاله: شبنم، قطره ژالان: گلهای دارای قطره و شبنم - نامی کردی ژیار: زندگی، زندگی شهری - نامی کردی ژینا: زندگی و حیات - نامی کردی ژیوار: زندگی سارنگ: نام سازی شبیه به کمانچه سانا: سهل و آسان سانیار: حامی و یار و پشتیبان - نامی کردی ساویز: خوش اخلاق ، مهربان - نامی کردی ساهی: آسمان صاف - نامی کردی ساینا: خاندانی از موبدان زردشتی ، سیمرغ سایه: منطقه تاریک پشت هر جسم، حمایت سپنتا: مقدس، محترم سپند: اسفند سپهر: آسمان سپیدار: درخت سفید سپیده: سحرگاه ، سپیدی چشم ستاره: کرات آسمانی که در شب می درخشند سروش: شنیدن و فرمانبرداری - فرشته مظهر اطاعت سرور: شادمانی، خوشحالی سورن: خانواده ای در دوره اشکانیان که قدرتمند بودند سورنا: سردار دلیر و خردمند پارتی نشیند شراره: گرمای سوزان ، عشق فراوان ، نامی کردی سولان: نام گلی است، نامی کردی سهند: کوه آتشفشان قدیمی در آذربایجان شاپرک: پروانه شباهنگ: بلبل، ستاره کاروان کش شبنم: رطوبتی که شب هنگام روی گلها می نشیند شکوفه: گل درختان میوه دار، شکفته شمشاد: درختی زینتی و تقریبا همیشه سبز شمین: خوشبو، خوش عطر شوان: شبان، چوپان - نامی کردی شهاب: شعله آتش، سنگ آسمانی، ستاره دنباله دار شهرنوش: شیرینی شهر شهرآرا: آنکه به زیبایی مایه آرایش شهراست، آرایش دهنده شهر شهربانو: بانوی شهر، ملکه شهریار: پادشاه شهرزاد: شاهزاده، فرزند شاه شهلا: زن سیه چشم شیبا: نسیم شبانه- نامی کردی شیدا: آشفته و عاشق شینا: قدرتمند، توانا - نامی کردی شیرین: مطبوع و گوارا شیوا: شیرین بیان، خوش زبان غنچه: گل نشکفته، کنایه از دهان معشوق فراز: بلندی و شکوه فراهان: محل شکوه و جلال فربد: مناعت، بزرگی فرخ: تابان و زیبا فرداد: داده شکوه وزیبائی فردیس: بهشت، بوستان فرین: یگانه، شکوه دین فرزاد: زاده فرو شکوه فرزام: شایسته و لایق - نامی کردی فرزان: عاقل، حکیم، دانشمند فرزانه: دانشمند، عاقل و عالم فرزین: عالم ، وزیر دربار فرشاد: شادمان ، مسرور ، خوشحال فرشته: فرستاده الهی و آسمانی فرشید: درخشانتر فرنود: دلیل و برهان فرنوش: شکوه فرنیا: نامی برای پسران فروزان: تابان، درخشان فروزش: روشنی، تابناک فروزنده: درخشان، درخشنده فروغ: روشنائی ، تابش فرهاد: عاشق افسانه ای شیرین فرهنگ: شکوه ، ادب ، تربیت فرهود: صداقت و راستی در دین فربار: همراه خوب و شایسته فریمان: فر و شکوه ایمان فیروز: پیروز و مظفر فیروزه: سنگی گرانبها با رنگ فیروزه ای قدسی: بهشتی، روحانی کابان: کدبانو ، نامی کردی برای دختران کابوک: کبوتر ، نامی کردی برای دختران کارا: فعال و کوشا کارو: از نامهای ارمنی ایرانی به معنی نوید دهنده کاراکو: نام یکی از سرداران ماد کامبخش: آرزو دهنده ، مراد بخش کامجو: کامجوینده کامران: سعادتمند و خوشبخت کامنوش: کامروا، خوشبخت کامیار: کامروا و پیروز کانیار: معدن شانس، نامی کردی کاوه: آهنگر معروف ایران باستان کرشمه: ناز و غمزه کلاله: موی پیچیده، دختری با موهای مجعد کوشا: کوشنده، ساعی کهبد: خداوند کوه، عابد کیارش: شهریار بزرگ کیان: پادشاه، امیران کیانا: فرستاده، نامی کردی کیاوش: بزرگوار کیوان: سیاره زحل کیهان: جهان و گیتی گزل: زیبا ، نامی ترکمنی است گل آذین: حالت قرار گرفتن گلها روی شاخه ها گل آرا‌:‌ آراینده گل گلاره: تخم چشم ، نامی کردی گلاله: دسته گل گلاویز: گیاهی برای زینت گل گلباد: داری بوی گل گلبار: پرگل، گل افشان گلبام: گلبانگ گلبان: نگهدارنده گل گلبانو: بانوی چون گل گلبرگ: هر یک از برگهای یک گل، مثل برگ گل گلبو: معطر ، خوشبو گلبهار: مثل گل بهاری گلبیز: گل افشان گلپر: برگ گل، پر گل گلپوش: پرازگل، پوشیده از گل گل پونه: کسی که چهره اش به لطافت گل است گلچین: باغبان، عاشق گل، کسی که گل می چیند گلدیس: به رنگ گل ، مانند گل گلرخ: بسیار زیبا همچون گل گلرنگ: به رنگ گل، شرابی رنگ گلرو: زیبا و سرخ رو گلشن: گلزار و گلستان گلریز: ریزنده گل گلسا: مثل گل گلنار: گل انار ، شکوفه انار گلنوش: شیرین مثل گل ورتا : نام نخستین فیلسوف و متفکر زن ایران آبادان : خرم و باصفا آبتین : نام پدر فریدون پادشاه پیشدادی آبدوس : نام یکی از درباریان اردوان سوم اشکانی آبستا : اوستا آتروپات : نام والی آتروپاتن آترین : نام پسر اوپدرم در زمان داریوش بزرگ آذرآیین : نام پسر آذرساسان آذرخش : صاعقه، برق آذرمهر : نام موبدی است در زمان کواد آذرنوش : در اوستا به دوست‌دار فرهنگ آرتین : نام هفتمین پادشاه ماد آرش : پهلوان و یکی از بهترین تیراندازان ایرانی آرمان : آرزو، خواسته آرین : آرامش، آسودگی آسا : نام پدر بهمن که در چکامه از او یاد شده آونگ : آویخته، نگهدارنده آویز : آویختن، نگهداری آیریک : نام نیای یازدهم اَترس : دلیر، بی ترس ارج : ارزنده ارجمند : با ارزش اردلان : از واژه ارد ایرانی است اردوان : پشتیبان راستی و درستی ارشا : راست و درست اَرشان : نام نیای داریوش بزرگ اروَند : شریف- نجیب اشکان : نام سومین نیای پاکرو اقاقیا : درختی با گل های سپید الوند : توانا و تیزپا امید : نام پدر آذرپات امیدوار : نام پسر خواستان دیلمی از سرداران مازیار اَنوش : بی مرگ، جاویدان اهورا : هستی بخش، خداوند اوتانا : نام یکی از یاران داریوش اورنگ : تخت پادشاهی باتیس : نام دژبان غزه در هنگام داریوش سوم بادرام : کشاورز باربُد : نام نوازنده و رامشگر نامی زمان خسرو پرویز بامداد : نام پدر مزدک بامشاد : نام نوازنده بَرازمان : بلند اندیشه بَردیا : نام پسر کوچک کورش بَرسام : نام یکی از سرداران یزدگرد ساسانی بُنشاد : شاد بنیاد بَهاوند : در اوستا دارنده نیکی بِهراد : نیکی بخش بِهروز : روزگار نیک و خوش بهنام : نیک نام بوبار : دارنده زمین بیژن : نام پسر گیو پارسا : پرهیزکار پالیز : کشتزا پدرام : درود، شادباش پرهام : از نام های برگزیده پوریا : نام یکی از پهلوانان ایران پولاد : نام پسر آزاد مرد پسر رستم پویا : جوینده پویان : پوییدن پیروز : پادشاه ساسانی پیشداد : نخستین قانون گذار، بنیانگذار عدل و دادگری پیمان : مهر، عهد تکاپو : جستجو توانا : نیرومند، زورمند تورج : دلیر و پهلوان تیس : نام درختی است جانان : دلیر و زیبا جاوید : نام پدر اردشیر جم : مخفف جمشید چالش : با ناز و غرور چالیک : از بازی‌های کودکان چلیپا : گردونه مهر چوگان : ابزار بازی قدیمی خردمند : نام یکی از پیروان آذرکیوان خرم : شادمان، خوش خشنود : شاد، شادمان، خوشحال خوشنام : درستکار، نیکنام داتَه : دادگری، قانون دادبان : نگهبان قانون دادبه : قانون خوب دادجو : جوینده عدل و داد دادخواه : خواستار عدل و داد دادرس : دادرسنده دادفر : از نام های برگزیده دادمهر : از نام های برگزیده دادوَر : دادگر، عادل دماوند : نام سرداری درزمان ساسانیان دارا : دارنده داژو : سوخته، داغ دانا : هوشیار، آگاه داور : نام موبدی است دلاور : دلیر، قهرمان راتین : بخشنده راد : بخشنده رادمان : سخاوتمند رادمهر : مهربخش رادین : بخشندگی رازقی : گل سپید، گونه‌ای انگور رامتین : نام چنگ نواز نامی خسروپرویز رامیار : کسی که ایزدرام(شادمانی) یاور اوست رَخشان : تابان رَزین : واژه پهلوی به معنی زورمند رَسام : نام پیکار نگار بهرام گور رها : آزاد رُهام : نام یکی از پهلوانان ایرانی روزبِه : نام وزیر بهرام گور روشاک : نام یکی از سرداران ایرانی ریوند : میوه ریواس زامیاد : نگهبان زمین زَریر : دارنده جوشن زرین زَهیر : نام یکی از سرداران کیخسرو زَواره : پهلوانی ایرانی ساسان : نام پدر بزرگ اردشیر بابکان سالار : پدر زال، پسر نریمان سام : بهدینی از خاندان گرشاسب سامان : نام بزرگ زاده بلخ سِپنتا : مقدس، ورجاوند سپند : ورجاوند و مقدس. اسفند سِپِهر : آسمان سپیدار : درخت بلند و راست ستایش : خوب گفتن سرافراز : سربلند، با افتخار سُرایش : سرودن سُروش : گوش دادن به صدای وجدان و فرمانبردار سزاوار : شایسته سورن : دلیر و پهلوان، توانا سیاوش : نام پسر کیکاووس سیروس : نام کورش سینا : یکی از نخستین پیروان اشوزرتشت شاد : نام یکی از بزرگان روزگار ساسانیان شادان : شادمان و خشنود شادبه : از نام های برگزیده شادکام : نام برادر فریدون شادمان : خوشحال شادنوش : از نام های برگزیده شاهین : نیکی از سرداران لشکر ایران در زمان خسرو پرویز شایان : سزاوار، شایسته شایگان : گرانمایه، لایق شباهنگ : مرغ سحر، ستاره بامدادی شباویز : پرنده شب پرواز شروین : نام پسر شهاب : ستاره باران شهریار: فرمانروای شهر شیان : درختی بلند، خون سیاووشان شیده : نام پسر افراسیاب فراز : بالا، بلندی فرازمان : از نام های برگزیده فرازمند : از نام های برگزیده فربُد : نگهبان و نگهدار فر فربود : راست و درست فرخ : بزرگی و شوکت فرداد : از نام های برگزیده فرزام : از نام های برگزیده فرزین : از نام های برگزیده فرشید : نورانی تر فرنام : نام یکی از سرداران شاپور فرهاد : پیشرو قانون فَرَهمند : از نام های برگزیده فَرهود : از نام های برگزیده فرهومند : باشکوه و بزرگ فریان : خاندانی از دوستان اشو زرتشت فوکا : نوعی درخت بید فوگان : نوشیدنی از دانه جو فولاد : از نام های برگزیده کارن : از نام های برگزیده کامجو : از نام های برگزیده کامکار : کامروا، کامران کامیاب : کامروا، خوشبخت کامیار : کامیاب، کامروا کاوش : جستجو کردن، کاویدن کاویان : از نام های برگزیده کوروش : بنیانگذار دودمان هخامنشیان کوشا : کوشیدن کوشان : کوشا بودن کوشیار : نام یکی از سرداران تبری کیا : بزرگ، صاحب، پادشاه کیان : پادشاه گوارا : خوش‌آیند، با مزه ماکان : نام پسر یکی از فرمانروایان ایرانی ماندگار : پایدار، ماندنی مانوش : پدربزرگ لهراسب مانی : نام پیکر نگار نامی در دوران شاپور ماهان : نام پسر کیخسرو ماهر : زبر دست ماهوار : از گوشه‌های موسیقی مهیار : از نام های برگزیده مزدک : نام پسر بامداد در دوران ساسانی مهرزاد : زاده مهر مِهراب : نام پادشاه کابل مهران : یکی از هفت خاندان نامی دوران ساسانی مهربان : نگهبان روشنایی و مهر مهرجو : از نام های برگزیده مهرداد : نام چوپانی که کوروش را پرورش داد مهرگان : جشن ملی ایران مهرمَس : مهر بزرگ یا بزرگ مهر مهریار : از نام های برگزیده مِهرین : از نام های برگزیده نارون : نام درختی تنومند ناشا : دادگر نامجو : جوینده نام نامدار : دارنده نام نیک پی : خجسته، خوش قدم نریمان : دلیر و پهلوان، دارای اندیشه بلند و مردانه نکیسا : نام نوازنده نامی دوران خسرو پرویز نوبهار : نام نویسنده دساتیر نوتریکا : نام سومین برادر اشوزرتشت نوش : شهد، عسل، انگبین نوید : مژده شادمانی نیکنام : نیکونام، خوشنام نیکو : خوب، زیبا، نیکو کار نیما : نام یکی از شاعران ایرانی نیو : پهلوان و دلیر وَسپار : بخشنده وهامان : نام پدر سلمان فارسی هامان : یکی از درباریان خشایار شاه هامون : از نام های ایرانی هامین : تابستان در اوستا هَژیر :خوب و پسندیده همتا : مانند، شریک هوبَر : دربردارنده نیکی هوتَخش : سازنده خو. پیشه ور هوتن : فرماندار در روزگار داریوش هوداد : نیک آفرید هودین : نام سومین نیای آدرباد هور : خورشید هورا : می صاف و مقدس هوم : گیاه مقدس هومان : از نام های برگزیده هومَت : اندیشه نیک هومن : خوب‌منش هیمه : نام داماد داریوش یادگار : اثر و نشان که کسی از خود باقی بگذارد یزدان مهر : از نام های برگزیده آبگینه : شیشه، بلور آپامه : خوشرنگ و آب آذر : آتش، فروغ، روشنایی آذرگون : گل همیشه بهار آراسته : با نظم و ترتیب آرام : قرار، سکون آرمیتا : آرمان، عشق پاک آرمیتی : فروتنی و پاکی و محبت آژند : نام گلی است آشنا : یار، دوست آشیان : لانه و کاشانه آفتاب : گرمی، روشنایی بانو : خانم، کلمه احترام درباره بانوان آفرین : درود و سپاس آلاله : نام گلی است آناهیتا : بانوی پاک و بیگناه، پاکبانو آندیا : نام زن اردشیر ساسانی آنیتا : از نام‌های برگزیده آهنگ : سرود و نغمه آوا : آواز، آهنگ آوازه : شهرت و نام آوری آویشن : گیاهی خوشبو اختر : ستاره، شهاب ارغوان : نام گلی است اروس : سپید، درخشان و زیبا افروز : روشن، روشن کننده افسانه : داستان، خاطره و یادمان افشان : از نام های برگزیده انارام : روشنایی بی فروغ و بی پایان انگبین : عسل، شهد باستیان : بردبار، شکیبا برنا : جوان ، خوش اندام برومند : خوش قامت بلوت : درخت سودبخش بنفشه : نام گلی است به نگار : خوب چهره، نیکو صورت بهار : نخستین فصل سال بهدخت : نیک ترین دوشیزه بهرخ : نیک چهره بهشت : پردیس، بهترین بهگل : نیکوترین گل بهنوش : نیکوترین نوشیدنی بهین : بهترین ، نیکوترین بوته : گیاه، ساقه جوان بوستان : باغ پر گل بی تا : یکتا، بی‌مانند بینا : روشن، دل آگاه پارمیدا : از نام های برگزیده پارمیس : نام دختر بردیا پارمین : تکه بلور پانته‌آ : پایدار پردیس : باغ بهشت پرند : پارچه ابریشمی پرنیان : حریر ، دیبا پروانه : از نام های برگزیده پریسان : از نام های برگزیده پریفام : زیبا چهره پریگون : مانند پری پریماه : از نام های برگزیده پگاه : سحر، بامداد پوپک : پرنده‌ای است، هدهد پودینه : پونه پونه : بوته و گلی خوشبو پیراسته : با نظم، با آرایش پیرایه : آراسته، آرایش تابش : نورافشان تابناک : پرتو، نورانی تابنده : تابیدن ترانه : تر و تازه، لطیف، نرم ترگل : گل تازه تُرنج : نام میوه ای است ترنگ : آواز تارهای ساز تَرَنُم : آواز خوش تمیس : گیاهی بالا رونده تندیس : پیکره، تصویر تِیتَک : شبکیه چشم به زبان پهلوی تیهو : پرنده‌ای خوش رنگ جوانه : جوان، جوانی،رویش جویبار : کنار جوی آب چام : ناز و عشوه چشمه : آب طبیعی از کوه چکاو : نام پرنده ای خوش آواز چکاوک : آهنگی از موسیقی ایرانی خرامان : با ناز و وقار راه رفتن خورشید : هور، هور شید خوشه : چند دانه که در کنار هم آویزان باشند دُرافشان : روشن، تابان، شیرین سخن درخشان : درخشنده، روشنایی دهنده دُردانه : دانه در، مروارید بزرگ درسا : از نام های برگزیده دُرنا : نام پرنده ای است دریا : از نام های برگزیده دل آرا : مایه نشاط و خرمی دل آرام : آرامش دهنده دل دل انگیز : نشاط آور دلشاد : خوشحال، شادمان دلنواز : دلارام, دلجو, دلپذیر دیبا : نوعی پارچه ابریشمی دینا : از نام های برگزیده رازیانه : گیاهی خوشبو رایکا : پسندیده و دوست داشتنی روژین : سرخ فام روناک : روشنایی رویا : خاطره‌های شیرین ریواس : گیاهی با شاخه‌های سپید زرافشان : افشاننده سیم و زر زرگیسو : از نام های برگزیده زرمان : زرمانند و بسیار زیبا زرنگار : از نام های برگزیده زرین : طلایی زُمرد : گوهر زیبنده : شایسته، سزاوار زیور : آرایش، پیرایه ژاله : شبنم ساحل : از نام های برگزیده سارا : از نام های برگزیده ساغر : جام و پیمانه سالومه : حساب سال و ماه سامیار : از نام های برگزیده ساویس : با ارزش، گرانمایه سایه : از نام های برگزیده سپیتا : سفیدترین و پاکترین سپیده : آغاز بامداد ستاره : اختر،کوکب سرور : شادمانی سمن : نام گلی است، یاسمین سنبل : نام گلی است سوزان : نام زن رامشگر تورانی سوسن : نام گلی خوشبو سوگل : از نام های برگزید سوگند : از نام های برگزیده شاداب : تر و تازه، خرم شادکام : شادمان، کامران، کامروا شادمان : خوش، مسرور شادمهر : از نام های برگزیده شادی : سرور و شادمانی ، خوشی شایسته : با ارزش ، سزاوار شب بو : نام گلی است شراره : جرقه، ریزش آتش شکفته : از نام های برگزیده شکوفه : گل‌های رنگارنگ میوه شکوه : بلندجایگاه، با عظمت شهگل : از نام های برگزیده ئ شیدا : شیفته شیرین : مزه شادکامی شیرین گل : از نام های برگزیده شیفته : عاشق، مجنون شیوا : رسا و بلند و کشیده غنچه : از نام های برگزیده فرخنده : مبارک، پرارج فرگون : مانند روشنایی فرمهر : از نام های برگزیده فروزان : نورانی، شعله ور فروزش : روشن فروزنده : از نام های برگزیده فروغ : روشنایی، تابش فریبا : فریبنده فریماه : از نام های برگزیده فرین : نام یکی از دختران اشوزرتشت فلامک : الماس گلی رنگ فیروزه : نگین انگشتر کیمیا : کمیاب گاتا : سرودهای جاودانه اشوزرتشت گل آذین : طرز قرار گرفتن گل‌ها بر روی ساقه یا شاخه گل آرا : از نام های برگزیده گل آسا : ز نام های برگزیده گل آویز : از نام های برگزیده گل آیین : از نام های برگزیده گل افشان : از نام های برگزیده گل برگ : برگ های رنگین گل و شکوفه گل بیز : کلاله گل بیدمشک گل پر : گیاهی خوشبو گل پونه : نام گلی همانند نعنا گل چین : از نام های برگزیده گل سان : از نام های برگزیده گل گونه : مانند گل، به رنگ گل گل نوش : از نام های برگزیده گلاب : از نام های برگزیده گلاله : از نام های برگزیده گلبان : از نام های برگزیده گلبهار : از نام های برگزیده گلبو : از نام های برگزیده گلدیس : از نام های برگزیده گلرخ : خوبرو، خوشگل گلریز : از نام های برگزیده گلشن : گلزار، گلستان گلفام : از نام های برگزیده گلنار : از نام های برگزیده گلناز : گل انار گلنام : از نام های برگزیده گوهر : جواهری با ارزش گیسو : زلف نگار لادن : نام گلی است لاله : نام گلی است لیو : خورشید، آفتاب مارال : از نام‌های برگزیده ماسیس : نام دختر سی زین از خاندان ایرانی سورن ماندانا : نام دختر پادشاه ماد ماه بانو : از نام های برگزیده ماهرُخ : خوشگل، زیبا ماهوار : مانند ماه ماهوش : مانند ماه مخمل : نوعی پارچه مرجان : از گیاهان دریایی مرمر : سنگ خوشرنگ و قیمتی مروارید : گوهر باارزش دریایی مژده : نوید ، خبر شادی مژگان : چشم پوش مه سیما : ماه رو, ماهرخ، زیبا مهتاب : نور آرام ماه مهدخت : از نام های برگزیده مهر رخسار : از نام های برگزیده مهربانو : از نام های برگزیده مهرچین : از نام های برگزیده مهرخ : از نام های برگزیده مهرکیش : از نام های برگزیده مهرنگار : از نام های برگزیده مهسان : از نام های برگزیده مهین : بزرگ، بزرگتر مُوژان : غنچه نرگس میترا : مظهر دوستی و محبت و صلح وصفا و روشنایی مینا : نام گلی است مینو : جهان معنوی نارگل : گل سرخ انار نارگون : همانند سرخی آتش نایریکا : از نام‌های برگزیده نرگس : نام گلی است نسترن : گلی سپید رنگ نسرین : از نام های برگزیده نسیم : هوای ملایم بامدادی نگار : چهرة زیبا نگین : جواهر انگشتری نوشین : شیرین و گوارا نوگل : از نام های برگزیده نونهال : نهال تازه، درخت جوان نیایش : نماز بردن نیلوفر : نام گلی است نینا : از نام‌های برگزیده نیوشا : شنونده ویدا : در اوستا به چم دانش و فرهنگ ویستا : دانش و فرهنگ هاله : خرمن ماه هما : مرغ خوش پرواز همایون : فرخ، شادان هنگامه : وقت و زمان هوداد : از نام های برگزیده هور : خورشید هورام : شاد، خنده رو هورسان : مانند خورشید هوزان : نرگس نوشکفته و نیک دان هوشبام : سپیده دم یاس : نام گلی است یاسمن : نام گلی است یاسمین : گل یاسمن آنامیس: الهه زیبایی آتوسا : قدرت و توانمندی – دختر کورش وزن داریوش اول آذین : زیور، طاق نصرة‌، تزئین ، آرایش آراه : نام فرشته موکل روز بیست و یکم ازماه پنجم درآئین زردشت آرزو : کام ، مراد ، معشوق ، امید آرش: درخشان ، آفتاب ، جد بزرگ اشکانیان – پهلوان کمانگیر ایرانی در لشگرمنوچهر آرتین: عاقل و زیرک,نام پهلوان ایران در زمان منوچهر پادشاه پیشدادی آرتام:والی فریگه در زمان کوروش هخامنشی آرتمن:نام برادر بزرگ تر خشایار شاه پسر داریوش شاه آرشام : بسیار قوی – پدر بزرگ داریوش بزرگ هخامنشی آرمان : آرزو – خواهش – امید آرمین : آرام گرفتن – پسر کیقباد پادشاه پیشدادی آرمیتا: آرامش یافته ، کلمه ای زردشتی است آریا : آزاده نجیب – یکی از پادشاهان ماد – مهمترین نژاد هند و اروپائی آرین : سفید پوست آریائی آزاده : دلیر و بی باک ، رها آزرم : شرم ، مهر ، محبت ، عشق آهو: شاهد ، معشوق، یکی از همسران فتحعلی شاه قاجار آیدا : شاد، ماه – نام تذکمنب ارسلان : شیر، دلیر و شجاع – نام پادشاه سلجوقی ارغوان : نام درختی با گل و شکوفه های سرخ رنگ ارمغان : هدیه ، تحقه ، سوغات اروانه : نام گلی کوهی است – نامی کردی افسانه : داستان ، سرگذشت ، حکایت گذشتگان اهورا : صاحب ، فرمانروای دانا ایزدیار : کشی که خداوند یار اوست باپوک : کولاک ، نامی کردی بارمان : لایق – نام سردار افراسیاب بامداد : پگاه ، سپیده دم – نام پدر مزدک برانوش : مهندس رومی که پل شوشتر را در زمان شاپور ساسانی بردیا : پسر کورش و برادر کمبوجیه برزو : بلند قامت – پسر سهراب و نوه رستم دستان برزین : بلند و تنومند – ازپهلوانان ایران – نام پسر گرشاسب بنفشه : گلی رنگارنگ و زینتی با عمر نسبتا طولانی بویان : خوشبو – مامی کردی بهار : شکوفه و گل – سه ماه اول سال شمسی بهدیس : خوش رنگ ، خوشگل پارسا : پاکدامن ، زاهد پاکان : پاکها – نامی کردی پدرام : آراسته ، نیکو ، شاد پرتو : روشن ، تابش پرستو : پرنده مهاجر پرهام : ازاشخاص بسیار ثروتمند در زمان بهرام گور پرنیا : پارچه حریر پروانه : حشره ای زیبا که خود را به شعله می زند پریا : کبوتر بال شکسته ای که به دنبال آشیانه می گردد. پوران : جانشین ، یادگار پوریا : پهلوان محمد خوارزمی ملقب به پوریای ولی پولاد : آهن سخت و کوبیده پویا : رونده و دونده – نامی کردی پیام : الهام ، وحی ، پیغام پیروز: کامیاب ، فاتح پیمان : عهد ، قول وقرار تابان : تابنده ، منور تارا : ستاره تاویار : آتشبان – نامی کردی ترانه : زیبا و صاحب جمال ، سرود ، نغمه تورتک : خروس صحرایی ، قرقاول توفان : باد سخت توژال : برف اندک – نامی کردی تینا : گل ، نامی کردی تینو : تشنه ، نامی کردی جاوید : پایدار ، همیشگی جوان : برنا ، دلیر ، شاداب جیران : آهو ، نامی ترکی چابک : زرنگ ، چالاک چالاک : سریع و زبردست چاوش : پیشرو و پیش قراول کاروان چترا : دوازدهمین پادشاه سلسله ماد چوبین : کنیه و لقب بهرام چوبین سردار انوشیروان دادبین دادفر دادجو دادپرور فرسار فریور آوند دادآور رشنان دادگر تاشا دادبخش دادفروز دادور داراب : نام پسر بهمن پادشاه کیانی داریا : دارنده ، ازنامهایی که در اوستا آمده است دانوش : از اسمهائی که در کتاب وامق و عذرا آمده است داور‌:‌ حاکم عادل ، قاضی دایان : ماما ، نامی کردی دریا : بحر                   دل آرا : محبوب و معشوق دل آویز : دلچسب ، دلکش ، آویزه دل دلارام : مایه آرامش دل / معشوقه بهرام گور دل انگیز : گوارا ، مطلوب دلبند : عزیز و گرامی دلربا : رباینده دل ، محبوب دلشاد : شادمان و خوشحال دلنواز : مهربان ، مشفق دیانوش : دزد دریائی در داستان وامق و عذرا رابو : نام گلی بهاری – نامی کردی است رابین : مشاور ، متعمد – نامی کردی است راسا : هموارو صاف – نامی کردی رامتین : آرامش تن رامش : فراغت، آسودگی، راحتی رامونا : نگهبان عاقل رامیار : چوپان رامیلا : خدای بزرگ ، نامی آشوری است رامین : معشوقه ویس، نام یکی از سرداران ایران راویار : شکارچی – نامی کردی رژینا : مانند روز – نامی کردی رزمیار : رزمنده ، مبارز روبینا : یاقوت سرخ روزبه : خوشبخت : بهروز روناک : روشن راسپینا : پائیز ، لغت زند و پازند زونا : گیاهی با گل کبود رنگ ، نامی کردی  زیبا : خوشگل ، قشنگ ، خوب ونیکو زیبار : قبیله ای از کردها ، نامی کردی  زیما : زمین ، لغت اوستائی ژالان : گلهای دارای قطره و شبنم – نامی کردی ژیار : زندگی ، زندگی شهری – نامی کردی ژینا : زندگی و حیات – نامی کردی ژیوار : زندگی سارک : سار کوچک ، پرنده ای سیاه رنگ و بزرگتر از گنجشک  سارنگ : نام سازی شبیه به کمانچه ساره : بامداد ، فردا – نامی کردی   ساسان : سوال کننده ساغر : پیاله شرابخوری، جام     سام : سیه چرده – جهان پهلوان ایرانی وجد رستم سانا : سهل و آسان سانیار : حامی و یار و پشتیبان – نامی کردی ساویز : خوش اخلاق ، مهربان – نامی کردی ساهی : آسمان صاف – نامی کردی ساینا : خاندانی از موبدان زردشتی ، سیمرغ سایه : منطقه تاریک پشت هر جسم ، حمایت سپنتا : مقدس ، محترپ سپند : اسفند سپهر : آسمان ، نام فرزند کیخسرو سپیدار : درخت سفید سپید بانو : بانوی سفید و درخشان سپیده : سحرگاه ، سپیدی چشم ستاره : کرات آسمانی که در شب می درخشند ستی : دختر ، سیتا سروش : شنیدن و فرمانبرداری – فرشته مظهر اطاعت سوبا : شناگر ، فردا سوبار : اسب سوار – لغت زند و پازند سوری : سرخ رو ، نام دختر اردوان پنجم سورن : خانواده ای در دوره اشکانیان که قدرتمند بودند سورنا : سردار دلیر و خردمند پارتی سوزان : سوزنده ، ملتهب سوزه : سبزه ، نامی کردی سوسن : گلی به رنگهای سفید، کبود ، زرد و حنایی سومار : نام قبیله ای از کردها سولان : نام گلی است ، نامی کردی سولماز : زنی که پیرو پژمرده نمی شود سوگند : شاهد گرفتن خدا یا بزرگی را گویند سهند : کوه آتشفشان قدیمی در آذربایجان سینا : مرد دانشمند ، نام پدر شیخ ابوعلی سینا شاپرک : پروانه شادی : شادمانی ، خوشحالی ، شور شادان : شادمان شادمهر : مهربان ، با محبت شاران : گردنبند درست شده از بادام – نامی کردی شاهین : پرنده ای شکاری شایسته : سزاوار ، لایق شباهنگ : بلبل ، ستاره کاروان کش شب بو : نام گلی است که شب هنگام باز می شود شبنم : رطوبتی که شب هنگام روی گلها می نشیند شراره : گرمای سوزان ، عشق فراوان ، نامی کردی شرمین : شرمسار ، خجل شروین : یکی از سرداران معاصر شاپورذوالاکتاف ساسانی شکوفه : گل درختان میوه دار ، شکفته شکفته : خندان ، بشاش شمشاد : درختی زینتی و تقریبا همیشه سبزکه دستمایه بسیاری از شاعران است شمین : خوشبو، خوش عطر شوان : شبان ، چوپان – نامی کردی شمیلا : از نامهای ارمنی ایرانی به معنی بانوی بزرگوار شهاب : شعله آتش ، سنگ آسمانی ، ستاره دنباله دار شهرآرا: آنکه به زیبایی مایه آرایش شهراست ، آرایش دهنده شهر شهرنوش : شیرینی شهر شیبا : نسیم شبانه – نامی کردی شیدا : آشفته و عاشق شیده : ‌خورشید ، درخشان شیما : دخترانه ، نامی کردی شینا : قدرتمند ، توانا – نامی کردی شیرین : مطبوع و گوارا ، معشوقه خسرو پرویز شیوا : شیرین بیان ، خوش زبان ، ایزد بزرگ هندیان باستان غنچه : گل نشکفته ، کنایه از دهان معشوق فراز : بلندی و شکوه فراهان : محل شکوه و جلال فربد : مناعت ، بزرگی فربغ : شکوه خداوند فرجاد : دانشمند و فاضل فرخ : تابان و زیبا – نام یکی از امیران سیستان در عهد سلجوقیان فردیس : بهشت ، بوستان فرین : یگانه ، شکوه دین ، مخفف فروردین ماه اول بهار فرزاد : زاده فرو شکوه فرزام : شایسته و لایق – نامی کردی فرزان : عاقل ، حکیم ، دانشمند فرزانه : دانشمند ، عاقل و عالم فرزین : عالم ، وزیر دربار فرشته : فرستاده الهی و آسمانی فرنود : دلیل و برهان فرنوش : شکوه ، نام پادشاه باستانی ماد فرنیا : نامی برای پسران فروتن : افتاده حال ، متواضع فروزنده : درخشان ، درخشنده فروغ : روشنائی ، تابش فرهاد : عاشق افسانه ای شیرین فرهنگ : شکوه ، ادب ، تربیت فرهود : صداقت و راستی در دین فربار : همراه خوب و شایسته فریبا : زیبا و فریبنده فرید : بی همتا، نامی کردی فریمان : فر و شکوه ایمان فرینوش : شکوه شیرین فیروز : پیروز و مظفر فیروزه : سنگی گرانبها با رنگ فیروزه ای قابوس : معرب کاووس است قدسی : بهشتی ، روحانی کابان : کدبانو ، نامی کردی برای دختران کابوک : کبوتر ، نامی کردی برای دختران کارا : فعال و کوشا کاراکو : نام یکی از سرداران ماد کامجو : کامجوینده کامران : سعادتمند و خوشبخت کامنوش : کامروا ، خوشبخت کامیار : کامروا و پیروز کانیار : معدن شانس ، نامی کردی کاوه : آهنگر معروف ایران باستان که علیه ضحاک قیام کرد کلاله : موی پیچیده ، دختری با موهای مجعد کوشا : کوشنده ، ساعی گزل : زیبا ، نامی ترکمنی است گل آذین : حالت قرار گرفتن گلها روی شاخه ها گل آرا‌ :‌ آراینده گل گلاره : تخم چشم ، نامی کردی گل افروز : فروزنده گل گلاله : دسته گل گلاویز : گیاهی برای زینت گل گلباد : داری بوی گل گلبام : گلبانگ گلبان : نگهدارنده گل گلبانو : بانوی چون گل گلبرگ : هر یک از برگهای یک گل ، مثل برگ گل گلبو : معطر ، خوشبو گلبهار : مثل گل بهاری گلبیز : گل افشان گلپر : برگ گل ، پر گل گلپری : پری همچون گل گلپوش : پرازگل ، پوشیده از گل گل پونه : کسی که چهره اش به لطافت گل است گلچین : باغبان ، عاشق گل ، کسی که گل می چیند . گلدخت : دختر گل گلدیس : به رنگ گل ، مانند گل گلربا : رباینده گل گلرخ : بسیار زیبا همچون گل گلرنگ : به رنگ گل ، شرابی رنگ گلرو : زیبا و سرخ رو گلشن : گلزار و گلستان گلریز : ریزنده گل گلسا : مثل گل گلنار : گل انار ، شکوفه انار گلنوش : شیرین مثل گل گلی : مانند گل ، قرمز رنگ گیسو : موی بلند زنان گیلدا : طلا لادن : گلی به رنگهای زرد و نارنجی لاله : گلی که رنگهای گوناگون دارد و معروفترین آن لاله سرخ و صحرائی است لومانا : نام محلی در کردستان ، نامی کردی برای دختران مارال : آهو ، نامی ترکی ماری : کبک ماده ، نامی کردی مازیار : اورا مزدایار – پسر قارون فرمانروای طبرستان ماکان : نام پسر یکی از سران دیالمه مانا : نام خداوند بزرگ و نام یکی از دولتهای ماد ، نامی کردی ماندانا : دختر آژدهاک و مادر کورش هخامنشی مانوش : کوهی که منوچهردربالای آن متولد شده است مانی : پیامبر ایرانی در زمان شاپور ساسانی مانیا : خسته شده ، نامی کردی ماهان : منسوب به ماه ماهدخت : دختر ماه ماهور : تابناک – نامی کردی مژده : نوید ، بشارت مژگان : مژه ها مهبانو : بانوی بزرگ ، بانوی همچون ماه مهبد : یکی از وزیران انوشیروان ساسانی مهتاب : ماه تابان ، ماه تابناک مهدیس : ماهرو ، زیبا ، خوشگل مه دخت : ماه دخت ، دختر ماه مهر آذر : یکی از موبدان پارس در زمان انوشیروان – خورشید آذر مهر آرا : آرایش دهنده مهر مهر آسا : همچون خورشید زیبا روی مهر افرین : عشق آفرین ، آفریننده عشق مهرام : رام شده ماه مهران : منسوب به مهر است و یکی از خاندانهای عصر ساسانی مهراندیش : دارای اندیشه با مهر و محبت مهرداد : داده خورشید- خورشید عدالت – نام چند تن از پادشاهان اشکانی – خزانه دار بزرگ کوروش بزرگ مهر دخت : دختر آفتاب مهرنوش : خورشید جاویدان – یکی از پسران اسفندیار که بدست فرامرز کشته شد مهرنیا : ازنژاد مهر مهریار : دوست خورشید مهسا : مانند ماه زیبا روی مهشاد : ماه شادمان مهنام : آنکه نامش چون ماه است مهنوش : ماه همیشگی مهیار : یار ماه ، نام پسر داریوش سوم هخامنشی مهین : ماه زیبا رو میخک : گلی زیبا به رنگهای قرمز، سفید ، صورتی وزرد مینا : گلی کوچک و زینتی ، گردنبند مینو : بهشت ، جنت نادر : کمیاب ، بی همتا – نادر شاه افشار سر سلسله افشاریه درایران نامور : مشهور ، ارزنده ندا : آواز ، بانگ ، فریاد نرسی : فرشته وحی در اوستا – نام پسر شاپور نوه اردشیر بابکان نرگس : گلی خوشبو و زیبا نرمین : لطیف و ملایم نریمان : پهلوان ، دلیر – نام پدر سام نسترن : گلی سفید و زیبا از گونه های نرگس نسرین : گلی سفید و پر برگ نگار: نقش ، بت ، صنم نگاره : شکل دارای نقش و نگار نگارین : نقاشی شده نگین : گوهر قیمتی نوا : ناله ، آواز نوشا : نوشنده ، آشامنده نوشین : گوارا و شیرین نوید : مژده و بشارت نوین : تازه ، جدید نیک بین : خوش بین نیک پی : پاک نژاد نیلوفر : گل پیچک و زینتی به رنگهای سفید و سرخ وآبی نیما : لقب علی اسفندیاری پدرشعر نو درایران ، نیما یوشیج وریا : پیدار، آگاه – نامی کردی برای پسران ویدا : آموزنده و تعلیم دهنده هربد( هیربد ) : حاکم آتشکده ، موبد موبدان همایون : مبارک ، خجسته – نام تنی چند از پادشاهان هندوستان هما : فرخنده ، مبارک ، مرغ سعادت – نام دختر گشتاسب و خواهر اسفندیار هنگامه : غوغا ، شلوغی ، دادوفریاد هوتن : خوش اندام ، نام یکی از متحدان داریوش درحمله به مغان هور : خورشید ، آفتاب هورتاش : همچون خورشید هورداد : فرستاده و داده خورشید هوردخت : دختر خورشید هومان : نیک اندیش ، نام یکی از سرداران افراسیاب و نیز نام برادر پیران ویسه هومن : نیک منش هونام : خوشنام ، نیکنام هویدا : آشکار و نمایان هیرمند : یکی از القاب گستاسب ، آتش پرست هیما : اشاره ، نامی کردی برای دختران هیوا : امید وآرزو – نامی کردی برای دختران و پسران یادگار : آنچه از انسان بجای ماند – پسر پادشاه گرجستان یاسمن ( یاسمین ) : گل زیبائی به رنگ سفید و زرد و کبود یاشار : عمر کننده ، نامی ترکی برای پسران یاور : کمک و همدست و یار یزدان : خداوند ، آفریدگار هستی یگانه : بی نظیر ، بی مانند آتوسا: قدرت و توانمندی - دختر کورش وزن داریوش اول آذین: زیور، طاق نصرة‌، تزئین ، آرایش آرزو: کام ، مراد ، معشوق ، امید آرش: درخشان ، آفتاب ، جد بزرگ اشکانیان - پهلوان کمانگیر ایرانی در لشگرمنوچهر آرتین: عاقل و زیرک,نام پهلوان ایران در زمان منوچهر پادشاه پیشدادی آرتام: والی فریگه در زمان کوروش هخامنشی آرتمن: نام برادر بزرگ تر خشایار شاه پسر داریوش شاه آرشام: بسیار قوی - پدر بزرگ داریوش بزرگ هخامنشیآرشیت : نام نخستین فیلسوف و حکیم ایرانی آرمان: آرزو - خواهش - امید آرمین: آرام گرفتن - پسر کیقباد پادشاه پیشدادی آرمیتا: آرامش یافته ، کلمه ای زردشتی است آریا فر: دارنده شکوه آریائی آریا: آزاده نجیب - یکی از پادشاهان ماد - مهمترین نژاد هند و اروپائی آرین: سفید پوست آریائی آزاده: دلیر و بی باک ، رها آزرم: شرم ، مهر ، محبت ، عشق آناهیتا: الهه آب آونگ: شبنم - نام کردی آهو: شاهد ، معشوق، یکی از همسران فتحعلی شاه قاجار آیدا: شاد، ماه - نام تذکمنب اختر: ستاره ، علم ، درفش اردوان: نام پادشاهان معروف اشکانی ارژن: درختی با چوب بسیار سخت و محکم - نام کردی ارژنگ: آرایش - کتاب مانی نقاش - دیوی که رستم در هفتخوان اورا کشت ارسلان: شیر، دلیر و شجاع - نام پادشاه سلجوقی ارغوان: نام درختی با گل و شکوفه های سرخ رنگ ارمغان: هدیه ، تحقه ، سوغات افسانه: داستان ، سرگذشت ، حکایت گذشتگان افسون: سحر و جادو ، حیله و تزویر امید: انتظار ، آرزو انوشروان: دارنده لوح جاویدان - لفب خسرو اول پادشاه ساسانی اورنگ: عقل و کیاست ، تخت پادشاهی اوستا: نام کتاب آسمانی زردشت اهورا: صاحب ، فرمانروای دانا بابک: پدر کوچک ، جد اردشیر ، پسر ساسان باپوک: کولاک ، نامی کردی باربد: پرده دار ، موسیقی دان و نوازنده دربار خسرو پرویز بارمان: لایق - نام سردار افراسیاب بامداد: پگاه ، سپیده دم - نام پدر مزدک بامشاد: کسی که در سحرگاهان شاد است - نوازنده مشهور دربار ساسانیان بانو: خانم ، ملکه ، لقب آناهیتا الهه نگهبان آب برانوش: مهندس رومی که پل شوشتر را در زمان شاپور ساسانی بردیا: پسر کورش و برادر کمبوجیه برزین: بلند و تنومند - ازپهلوانان ایران - نام پسر گرشاسب بنفشه: گلی رنگارنگ و زینتی با عمر نسبتا طولانی بویان: خوشبو - مامی کردی بهار: شکوفه و گل - سه ماه اول سال شمسی بهارک: بهار کوچولو بهاره: بهاری بهتاش: خوب ومانند بهداد: نیک آفریده شده بهرام: پیروز ، ایزد پیروزی درآئین زردشت ، لقب برخی از پادشاهان ساسانی بهدیس: خوش رنگ ، خوشگل بهرخ: زیبا چهره ، قشنگ بهرنگ: خوش رنگ بهروز: خوشبخت ، نیکبخت بهشاد: خوشحال وشاد بهنام: نیک نام بهنود: سلامت ، عافیت بهنوش: کسی که نیک مینوشد بیتا: بی همتا ، بی مانند پارسا: پاکدامن ، زاهد پاکان: پاکها - نامی کردی پانته آ: همسر آرتاداس که مادها او را به کورش هدیه کردند امانپذیرفت پدرام: آراسته ، نیکو ، شاد پرتو: روشن ، تابش پرتو: روشن ، تابش ، فروغ پرستو: پرنده مهاجر پردیس: بهشت ، باغ و بستان پرهام: ازاشخاص بسیار ثروتمند در زمان بهرام گور پژمان: افسرده ، غمگین پژوا: بیم و هراس پرنیا: پارچه حریر پوریا: پهلوان محمد خوارزمی ملقب به پوریای ولی پولاد: آهن سخت و کوبیده ، نام پهلوان ایرانی زمان کیقباد پویا: رونده و دونده - نامی کردی پونه: گیاهی خوش عطر و بو که در کنار جویها می روید. پیام: الهام ، وحی ، پیغام پیروز: کامیاب ، فاتح ، نام چند نفر از پادشاهان ساسانی پیمان: عهد ، قول وقرار - عنوان اسامی مردان در فارسی دری تابان: تابنده ، منور تاجی: تاجدار ، نام و عنوانی در فارسی دری تارا: ستاره تاویار: آتشبان - نامی کردی ترانه: زیبا و صاحب جمال ، سرود ، نغمه توران: نام دختر خسروپرویز - سرزمین تور توفان: باد سخت توژال: برف اندک - نامی کردی تینا: گل ، نامی کردی تینو: تشنه ، نامی کردی جابان: سردار ایرانی یزدگرد جامین: اسم یکی از قهرمانان ایران زمین ، نامی کردی جاوید: پایدار ، همیشگی جویا: جوینده - پهلوان مازندرانی بود که بدست رستم کشته شد. جهانبخش: بخشنده جهان جیران: آهو ، نامی ترکی چاوش: پیشرو و پیش قراول کاروان خرم: شاد و خندان - پهلوان خرم از عهد شاه شجاع است خورشید: درخشنده آفتاب - معشوقه جمشید درداستان جمشید و خورشید دادمهر: زاده آتش ، نام استاندار پارسی طبرستان دارا: مالدار، ثروتمند ، از نامهای خداوند داراب: نام پسر بهمن پادشاه کیانی داریا: دارنده ، ازنامهایی که در اوستا آمده است دانوش: از اسمهائی که در کتاب وامق و عذرا آمده است داور‌:‌ حاکم عادل ، قاضی دایان: ماما ، نامی کردی دریا: بحر ، نام فرزند علاالدین عماد شاه دل آرا: محبوب و معشوق دل آویز: دلچسب ، دلکش ، آویزه دل دلارام: مایه آرامش دل / معشوقه بهرام گور دل انگیز: گوارا ، مطلوب دلبند: عزیز و گرامی دلربا: رباینده دل ، محبوب دلشاد: شادمان و خوشحال دنیا: عالم و گیتی دیبا: پارجه ابریشمی رنگی ، روی زیبا رابو: نام گلی بهاری - نامی کردی است رابین: مشاور ، متعمد - نامی کردی است راسا: هموارو صاف - نامی کردی رامتین: آرامش تن - موسیقی دان عهد ساسانیان رامونا: نگهبان عاقل رامیار: چوپان و گوسفند چران رامیلا: خدای بزرگ ، نامی آشوری است راویار: شکارچی - نامی کردی رژینا: مانند روز - نامی کردی رخشنده: تابان ، کنایه از خورشید است رکسانا: نورانی ، روشن روبینا: یاقوت سرخ روزبه: خوشبخت: بهروز، از موبدان بهرام گور ساسانی روناک: روشن راسپینا: پائیز ، لغت زند و پازند زرینه: آنچه منسوب به زر است زمانه: روزگار ، دهر زونا: گیاهی با گل کبود رنگ ، نامی کردی زیبا: خوشگل ، قشنگ ، خوب ونیکو زیما: زمین ، لغت اوستائی ژاله: شبنم ، قطره ژالان: گلهای دارای قطره و شبنم - نامی کردی ژیار: زندگی ، زندگی شهری - نامی کردی ژینا: زندگی و حیات - نامی کردی ژیوار: زندگی سارنگ: نام سازی شبیه به کمانچه ساره: بامداد ، فردا - نامی کردی ساسان: سوال کننده ، رئیس معبد آناهید استخر که خاندان ساسانیان به او منسوبند ساغر: پیاله شرابخوری ، جام سام: سیه چرده - جهان پهلوان ایرانی وجد رستم سامان: ترتیب ، نظام ، زندگی سانا: سهل و آسان سانیار: حامی و یار و پشتیبان - نامی کردی ساویز: خوش اخلاق ، مهربان - نامی کردی ساهی: آسمان صاف - نامی کردی ساینا: خاندانی از موبدان زردشتی ، سیمرغ سایه: منطقه تاریک پشت هر جسم ، حمایت سپنتا: مقدس ، محترپ سپند: اسفند سپهر: آسمان ، نام فرزند کیخسرو سپیدار: درخت سفید سپید بانو: بانوی سفید و درخشان سپیده: سحرگاه ، سپیدی چشم ستاره: کرات آسمانی که در شب می درخشند سرافراز: سربلند ، متکبر سروش: شنیدن و فرمانبرداری - فرشته مظهر اطاعت سرور: شادمانی ، خوشحالی سوبا: شناگر ، فردا سوبار: اسب سوار - لغت زند و پازند سنبله: یک خوشه گندم سورن: خانواده ای در دوره اشکانیان که قدرتمند بودند سورنا: سردار دلیر و خردمند پارتی سوسن: گلی به رنگهای سفید، کبود ، زرد و حنایی سومار: نام قبیله ای از کردها سولان: نام گلی است ، نامی کردی سوگند: شاهد گرفتن خدا یا بزرگی را گویند سهند: کوه آتشفشان قدیمی در آذربایجان شاپرک: پروانه شادی: شادمانی ، خوشحالی ، شور شادان: شادمان شادمهر: مهربان ، با محبت شاران: گردنبند درست شده از بادام - نامی کردی شایسته: سزاوار ، لایق شباهنگ: بلبل ، ستاره کاروان کش شب بو: نام گلی است که شب هنگام باز می شود شبدیز: سیه فام ، سیه چرده ، نام اسب خسروپرویز شبنم: رطوبتی که شب هنگام روی گلها می نشیند شراره: گرمای سوزان ، عشق فراوان ، نامی کردی شرمین: شرمسار ، خجل شروین: یکی از سرداران معاصر شاپورذوالاکتاف ساسانی شکوفه: گل درختان میوه دار ، شکفته شکفته: خندان ، بشاش شمشاد: درختی زینتی و تقریبا همیشه سبزکه دستمایه بسیاری از شاعران است شمین: خوشبو، خوش عطر شوان: شبان ، چوپان - نامی کردی شمیلا: از نامهای ارمنی ایرانی به معنی بانوی بزرگوار شوری: خوش قیافه ، قد بلند- نامی کردی شهاب: شعله آتش ، سنگ آسمانی ، ستاره دنباله دار شهبال: پر بزرگ پرندگان شهرآرا: آنکه به زیبایی مایه آرایش شهراست ، آرایش دهنده شهر شهرنوش: شیرینی شهر شهریار: پادشاه ، یارشهر ، نام پسر برزوپسر سهراب شهرزاد: شاهزاده ، فرزند شاه شیبا: نسیم شبانه - نامی کردی شیدا: آشفته و عاشق شیده: ‌خورشید ، درخشان شیما: دخترانه ، نامی کردی شینا: قدرتمند ، توانا - نامی کردی شیرین: مطبوع و گوارا ، معشوقه خسرو پرویز شیوا: شیرین بیان ، خوش زبان ، ایزد بزرگ هندیان باستان غنچه: گل نشکفته ، کنایه از دهان معشوق فراز: بلندی و شکوه فراهان: محل شکوه و جلال فربد: مناعت ، بزرگی فربغ: شکوه خداوند فرجاد: دانشمند و فاضل فردیس: بهشت ، بوستان فرین: یگانه ، شکوه دین ، مخفف فروردین ماه اول بهار فرزاد: زاده فرو شکوه فرزام: شایسته و لایق - نامی کردی فرزان: عاقل ، حکیم ، دانشمند فرزانه: دانشمند ، عاقل و عالم فرزین: عالم ، وزیر دربار فرشته: فرستاده الهی و آسمانی فرنود: دلیل و برهان فرنوش: شکوه ، نام پادشاه باستانی ماد فرنیا: نامی برای پسران فروزان: تابان ، درخشان فروزش: روشنی ، تابناک فروزنده: درخشان ، درخشنده فروغ: روشنائی ، تابش فرهاد: عاشق افسانه ای شیرین فرهنگ: شکوه ، ادب ، تربیت فرهود: صداقت و راستی در دین فربار: همراه خوب و شایسته فریبا: زیبا و فریبنده فرید: بی همتا، نامی کردی فریمان: فر و شکوه ایمان فرینوش: شکوه شیرین فیروز: پیروز و مظفر فیروزه: سنگی گرانبها با رنگ فیروزه ای قدسی: بهشتی ، روحانی کابان: کدبانو ، نامی کردی برای دختران کابوک: کبوتر ، نامی کردی برای دختران کارا: فعال و کوشا کارو: از نامهای ارمنی ایرانی به معنی نوید دهنده کاراکو: نام یکی از سرداران ماد کامجو: کامجوینده کامران: سعادتمند و خوشبخت کامنوش: کامروا ، خوشبخت کامیار: کامروا و پیروز کانیار: معدن شانس ، نامی کردی کاوه: آهنگر معروف ایران باستان که علیه ضحاک قیام کرد کتایون: جهان بانو ، دختر قیصر روم و مادر اسفندیار کرشمه: ناز و غمزه کسری: معرب خسرو است کلاله: موی پیچیده ، دختری با موهای مجعد کوشا: کوشنده ، ساعی کهبد: خداوند کوه ، عابد گزل: زیبا ، نامی ترکمنی است گل: گیاهان رنگی کوچک که دستمایه شاعرانند گل آذین: حالت قرار گرفتن گلها روی شاخه ها گل آرا‌:‌ آراینده گل گلاره: تخم چشم ، نامی کردی گل افروز: فروزنده گل گلاله: دسته گل گلاویز: گیاهی برای زینت گل گلباد: داری بوی گل گلبار: پرگل ، گل افشان گلبام: گلبانگ گلبان: نگهدارنده گل گلبانو: بانوی چون گل گلبرگ: هر یک از برگهای یک گل ، مثل برگ گل گلبو: معطر ، خوشبو گلبهار: مثل گل بهاری گلبیز: گل افشان گلپر: برگ گل ، پر گل گلپوش: پرازگل ، پوشیده از گل گل پونه: کسی که چهره اش به لطافت گل است گلچین: باغبان ، عاشق گل ، کسی که گل می چیند . گلدیس: به رنگ گل ، مانند گل گلرخ: بسیار زیبا همچون گل گلرنگ: به رنگ گل ، شرابی رنگ گلرو: زیبا و سرخ رو گلشن: گلزار و گلستان گلریز: ریزنده گل گلزار: گلستان ، جای پرگل گلسا: مثل گل گلنار: گل انار ، شکوفه انار گلنوش: شیرین مثل گل گلی: مانند گل ، قرمز رنگ ورتا : نام نخستین فیلسوف و متفکر زن ایران آبدوس : نام یکی از درباریان اردوان سوم اشکانی آبستا : اوستا آتروپات : نام والی آتروپاتن(آذرآبادگان) آترین : نام پسر اوپدرم در زمان داریوش بزرگ آرش : پهلوان و یکی از بهترین تیراندازان ایرانی آرمین : آرامش، آسودگی آسا : نام پدر بهمن که در چکامه از او یاد شده آونگ : آویخته، نگهدارنده آویز : آویختن، نگهداری آیریک : نام نیای یازدهم اشوزرتشت اپرنگ : نام پسر سام اردلان : از واژه ارد ایرانی است اردوان : در اوستا ، پشتیبان راستی و درستی است ارژنگ : نام سالار مازندران اَرشان : نام نیای داریوش بزرگ اروَند : شریف- نجیب. نام پدر لهراسب افروغ : روشنایی و فروغ. از مفسران اوستا در زمان ساسانیان اقاقیا : درختی با گل های سپید الوند : توانا و تیزپا امید : نام پدر آذرپات، از نویسندگان نامه دینکرد امیدوار : نام پسر خواستان دیلمی از سرداران مازیار اهورا : هستی بخش، خداوند اوتانا : نام یکی از یاران داریوش اوس : در اوستا به چم دارنده چشمه ها اوستا : دانش، کتاب دینی بابک : نام پسر ساسان در زمان اشکانیان باتیس : نام دژبان غزه در هنگام داریوش سوم بادرام : کشاورز باربُد : نام نوازنده و رامشگر نامی زمان خسرو پرویز بامداد : نام پدر مزدک بامشاد : نام نوازنده. نامی در روزگار ساسانیان بامگاه : هنگام بامداد بایگان : نگهدارنده بَرازمان : بلند اندیشه بَردیا : نام پسر کوچک کورش بِهروز : روزگار نیک و خوش بِهزاد : نام یکی از پهلوانان ایران پسر پیل زور بهمن : نیک منش. نام پسر اسفندیار بهنام : نیک نام بوبار : دارنده زمین. نام کشاورزی در زمان خشایار بیژن : نام پسر گیو پارسا : پرهیزکار پالیز : کشتزار پَتَه مانی : دادگستر پدرام : نام نبیره سام. درود، شادباش پَرنگ : نام پسر سام پرهام : از نام های برگزیده پژدو : نام نیای اشوزرتشت، بهرام پژدو از چکامه سرایان نامی زرتشتی پژمان : از نام های برگزیده پوریا : نام یکی از پهلوانان ایران پولاد : نام پسر آزادمرد پسر رستم پویا : جوینده پویان : پوییدن پیروز : پادشاه ساسانی پیشداد : نخستین قانون گذار، بنیانگذار عدل و دادگری پیمان : مهر، عهد تکاپو : جستجو تهمورس : دلیر و پهلوان. نام دومین پادشاه پیشدادی توانا : نیرومند، زورمند تورج : دلیر و پهلوان توس : نام پسر نوذر یکی از پهلوانان نامی ایران تیس : نام درختی است جانان : دلیرو زیبا جاوید : نام پدر اردشیر یکی از بهدینان خراسان چالش : با ناز و غرور چالیک : از بازی‌های کودکان چلیپا : گردونه مهر چوگان : ابزار بازی قدیمی چینوَد : چگونه زیستن خشنود : شاد، شادمان، خوشحال خوشنام : درستکار، نیکنام داتَه : دادگری، قانون دادار : دادگر، عادل دادبان : نگهبان قانون دادبه : قانون خوب دادبه : قانون خوب.پسر دادگشنسب که نامه تنسر را به تازی برگردانده دادجو : جوینده عدل و داد دادخواه : خواستار عدل و داد دادمهر : از نام های برگزیده دادنام : از نام های برگزیده دادوَر : دادگر، عادل دارا : دارنده، نام نهمین پادشاه کیانی داور : نام موبدی است دلاور : دلیر، قهرمان دماوند : نام سرداری درزمان ساسانیان راتین : بخشنده. راد : بخشنده رادمان : سخاوتمند . رادمهر : مهربخش. رادین : بخشندگی رازقی : گل سپید، گونه‌ای انگور رامتین : نام چنگ نواز نامی خسروپرویز رامیار : کسی که ایزدرام(شادمانی) یاور اوست رامین : نام یکی از فرزندان کیخسرو رَزین : واژه پهلوی به چم زورمند رَسام : نام پیکار نگار بهرام گور رها : آزاد رُهام : نام یکی از پهلوانان ایرانی. پسر گودرز روزبِه : نام وزیر بهرام گور روشاک : نام یکی از سرداران ایرانی در جنگ اسکندر روشن : تابان ، درخشان زادان : نام پدر شهریار از زرتشتیان کازرون زروان : نام خوانسالار انوشیروان ساسانی زَریر : دارنده جوشن زرین زَهیر : نام یکی از سرداران شاه کیخسرو کیانی سام : بهدینی از خاندان گرشاسب سامان : نام بزرگ زاده بلخ سِپنتا : مقدس، ورجاوند سپند : ورجاوند و مقدس. اسفند ستایش : خوب گفتن سُرایش : سرودن سُروش : گوش دادن به صدای وجدان و فرمانبردار سزاوار : شایسته سورن : دلیر و پهلوان ، توانا سینا : یکی از نخستین پیروان اشوزرتشت شاخه : بخشی از گیاه و درخت شاد : نام یکی از بزرگان روزگار ساسانیان شادان : شادمان و خشنود. نام پسر برزین. از کارمندان نگارش شاهنامه شادبه : از نام های برگزیده شادفر : از نام های دوران هخامنشی شادکام : نام برادر فریدون شادمان : خوشحال شادنوش : از نام های برگزیده شایان : سزاوار، شایسته شایگان : گرانمایه، لایق شباهنگ : مرغ سحر، ستاره بامدادی شباویز : پرنده شب پرواز شکیبا : بردبار فراز : بالا، بلندی فرازمان : از نام های برگزیده فرازمند : از نام های برگزیده فرامرز : نام پسر رستم زال فربُد : نگهبان و نگهدار فر فربود : راست و درست فرداد : از نام های برگزیده فرزام : از نام های برگزیده فرنام : نام یکی از سرداران شاپور فرنوش : از نام های برگزیده فَرَهمند : از نام های برگزیده فَرهود : از نام های برگزیده فرهومند : باشکوه و بزرگ فریان : خاندانی از دوستان اشو زرتشت کامیار : کامیاب ، کامروا کاوش : جستجو کردن، کاویدن کاویان : از نام های برگزیده کوشا : کوشیدن کوشان : کوشا بودن کوشیار : نام یکی از سرداران تبری کیا : بزرگ، صاحب، پادشاه کیوان : نام پدر موبد سروش، از شاگردان دستور آذرکیوان گوارا : خوش‌آیند، با مزه گیل : گرد و پهلوان مازیار : نام پسر غارن. از اسپهبدان تبرستان ماکان : نام پسر کاکی یکی از فرمانروایان ایرانی ماندگار : پایدار، ماندنی مانوش : نام پسر کی پشین و پدربزرگ لهراسب مانی : نام پیکر نگار نامی در دوران شاپور ماهان : نام پسر کیخسرو پسر اردشیر پسر غباد ماهوار : از گوشه‌های موسیقی ماونداد : نام یکی از مفسران اوستا در زمان ساسانیان مزدک : نام پسر بامداد در دوران ساسانی مه زاد : از نام های برگزیده مِهراب : نام پادشاه کابل و پدر رودابه مهربان : نگهبان روشنایی و مهر مهرجو : از نام های برگزیده مهرداد : نام چوپانی که کوروش را پرورش داد مهرزاد : زاده مهر مهرمَس : مهر بزرگ یا بزرگ مهر. نام نیای ششم اردشیر بابکان مهرنوش : نام یکی از چهار پسران اسفندیار مهریار : از نام های برگزیده مِهرین : از نام های برگزیده مهیار : از نام های برگزیده مویز : دانه خشک انگور نارون : نام درختی تنومند ناشا : دادگر نامجو : جوینده نام نامدار : دارنده نام نامور : از نام های برگزیده نریمان : دلیر و پهلوان. دارای اندیشه بلند و مردانه نکیسا : نام نوازنده نامی دوران خسرو پرویز نوبهار : نام نویسنده دساتیر نوتریکا : نام سومین برادر اشوزرتشت نوش : شهد، عسل ، انگبین نوید : مژده شادمانی نیکنام : نیکونام، خوشنام   نیکو : خوب، زیبا، نیکو کار نیما : نام یکی از شاعران ایرانی نیو : پهلوان و دلیر وهامان : نام پدر سلمان فارسی هامون : از نام های ایرانی هامین : تابستان در اوستا هُژبر : دلیر و نامجو هَژیر : خوو پسندیده، از پهلوانان دوره کیانی پسر گودرز همتا : مانند، شریک همگون : همرنگ، همانند هوبَر : دربردارنده نیکی هوتَخش : سازنده خو. پیشه ور هوتن : فرماندار ساحلی در روزگار داریوش هوداد : نیک آفرید هودین : نام سومین نیای آدرباد مهر اسپنتمان هورا : می صاف و مقدس هومَت : اندیشه نیک هومن : خوب‌منش هیمه : نام داماد داریوش و از سرداران بزرگ پارسی یَسنا : از بخش‌های اوستا آبگینه : شیشه، بلور آتشگون : سرخ فام، سرخ رنگ آتوسا : نام دختر کورش ، زن داریوش آدخت : خجسته و نیکو آرام : قرار، سکون آرامش : آرمیدن آرمیتا : آرمان، عشق پاک آشیان : لانه و کاشانه آمیتیس : نام دختر آستیاک، پادشاه ماد، نام زن کورش آناهیتا : بانوی پاک و بیگناه، پاکبانو آندیا : نام زن اردشیر ساسانی آنیتا : از نام‌های برگزیده آوا : آواز، آهنگ آوازه : شهرت و نام آوری آویشن : گیاهی خوشبو ارشیا : راست و درست ارغوان : نام گلی است ارمغان : پیشکشی، هدیه انارام : روشنایی بی فروغ و بی پایان برومند : خوش قامت،نام مادر بابک خرمدین بهگل : نیکوترین گل بهین : بهترین ، نیکوترین بوته : گیاه، ساقه جوان بوستان : باغ پر گل بی تا : یکتا، بی‌مانند پرند : پارچه ابریشمی پگاه : سحر، بامداد پوپک : پرنده‌ای است، هدهد پونه : بوته و گلی خوشبو تابان : نورانی، فروغمند تابش : نورافشان ترانه : تر و تازه، لطیف، نرم ترگل : گل تازه ترنج : نام میوه ای است ترنگ : آواز تارهای ساز تَرَنُم : آواز خوش تکاو : نام یکی از آهنگ های نامی باربد جانانه : دوست داشتنی جوانه : جوان، جوانی،رویش چکاوک : آهنگی از موسیقی ایرانی چَمان : خرامان چیستا : دانش و دانایی خجسته : شادباش، مبارک خرامان : با ناز و وقار راه رفتن خندان : خندیدن، با لبخند خوشید : هور، هور شید خوشه : چند دانه که در کنار هم آویزان باشند دُرافشان : روشن، تابان ، شیرین سخن درخشان : درخشنده، روشنایی دهنده دُردانه : دانه در، مروارید بزرگ درسا : از نام های برگزیده دُرنا : نام پرنده ای است دریا : از نام های برگزیده دلاویز : دلپسند، مرغوب، دلخواه دلبر : یار و معشوق دلپذیر : دلخواه, پسندیده دلپسند : پسندیده، مرغوب دلشاد : خوشحال ، شادمان دیبا : نوعی پارچه ابریشمی رازیانه : گیاهی خوشبو رایکا : پسندیده و دوست داشتنی روژین : سرخ فام روناک : روشنایی رویا : خاطره‌های شیرین ریواس : گیاهی با شاخه‌های سپید زرافشان : افشاننده سیم و زر زرگیس : از نام های برگزیده زرگیسو : از نام های برگزیده زرمان : زرمانند و بسیار زیبا زرنگار : از نام های برگزیده زری : منسوب به زر، زر دار زرین : طلایی زیبا : خوبروی، خوش چهره زیبنده : شایسته، سزاوار زیور : آرایش، پیرایه ساحل : از نام های برگزیده ساغر : جام و پیمانه سالومه : حساب سال و ماه سامیار : از نام های برگزیده ساویس : با ارزش، گرانمایه سایه : از نام های برگزیده سمن : نام گلی است ، یاسمین سمیرا : از نام های برگزیده سوزان : نام زن رامشگر تورانی سوسن : نام گلی خوشبو سوگل : از نام های برگزید سوگند : از نام های برگزیده سیمگون : نقره فام سیمین : نقره فام، سفید شاداب : تر و تازه، خرم - نام سخنوری بوده است شاددل : از نام های برگزیده شادکام : شادمان، کامران، کامروا شادمان : خوش، مسرور شادمهر : از نام های برگزیده شادی : سرور و شادمانی ، خوشی شایسته : با ارزش ، سزاوار شب بو : نام گلی است شبنم : ژاله شکوفه : گل‌های رنگارنگ میوه شکوه : بلندجایگاه، با عظمت شیدا : شیفته شیرین : مزه شادکامی شیرین گل : از نام های برگزیده شیفته : عاشق، مجنون شیوا : رسا و بلند و کشیده فرگون : مانند روشنایی فرمهر : از نام های برگزیده فروزان : نورانی، شعله ور فروزش : روشن فریماه : از نام های برگزیده فرین : نام یکی از دختران اشوزرتشت فلامک : الماس گلی رنگ فیروزه : نگین انگشتر کُنیا : دختری که ازدواج نکرده است کیمیا : کمیاب گاتا : سرودهای جاودانه اشوزرتشت گل آرا : از نام های برگزیده گل آسا : ز نام های برگزیده گل آگین : از نام های برگزیده گل آویز : از نام های برگزیده گل آیین : از نام های برگزیده گل افشان : از نام های برگزیده گل برگ : برگ های رنگین گل و شکوفه گل پونه : نام گلی همانند نعنا گل چین : از نام های برگزیده گل سان : از نام های برگزیده گلاب : از نام های برگزیده گلاله : از نام های برگزیده گلبان : از نام های برگزیده گلریز : از نام های برگزیده گلشن : گلزار، گلستان گلفام : از نام های برگزیده گلنار : از نام های برگزیده گلنام : از نام های برگزیده نوژال : برف اندک ژالان : گلهای دارای قطره شبنم سپنتا : پاک ، مقدس ، قابل ستایش ، پارسایی ، فروتنی آرکا : اطمینان هیراد : وسیع و بزرگ و خوش رو آراس : پاک و زلال رایبد : حکیم ، دانا ، دانش و خرد ژیوار : زندگی برازمان : فکر ، بلند اندیشه فرتاک : آینده اکسین ویستا : نام باستانی به معنای علم و دانش آرکا : اطمینان ابرگان :  بلند پایه رادکان : از بخشهای مرکزی گرگان هیراد : خوش رو ، خندان ساپرا : ادیب ، دانا نوتریکا : غذا دهنده صدرا : بلند مرتبه راشا : راه شادی ویرا : آموزنده ، یاد دهنده ، هوشمند عمران : آبادانی تیدا : درخشنده ، فروغ آرتا : پاک و مقدس ایستا : پابت ، ساکن ، متوقف آراز : منطقه ای در شمال شرقی آذربایجان مهراز : معمار مناط : اساس مهرگان : مهر و محبت نقش / تدبیر / آداک /پاسارگاد /استواک /پرگاس / افلاک /تیوا / سهند سازان / اطلس / ماندگار / مهام / شفق/ بهتا / کوشا  ژالان (ژالان : گلهای دارای قطره شبنم)

سرعت و دقت بالا
پایین‌ترین‌ کارمزد و هزینه
همه جا در دسترس و پاسخگو

آخرین اخبار

  • 20 فروردین
    راه اندازی سامانه استعلام اشخاص

    به تازگی اداره مالکیت صنعتی برای ثبت برند ( علائم تجاری ) و ثبت طرح صنعتی و غیره اقدام به احراز هویت مینماید.....

  • 21 فروردین
    ثبت آنلاین برند

    یکی از راههای ثبت برند، ثبت آنلاین برند می باشد ...

آخرین نظرات کاربران

  • احمد غلامی

    سپاس از زحمات شما در ثبت شرکت اینجانب.

  • ابراهیم احمدی

    با سلام و احترام. ممنونم از مجموعه ثبتی بین الملل بخاطر ثبت شرکت اینجانب و ...