حقوق صاحبان سهام و افراد ذی نفع ،  طبق لایحه اصلاح قانون تجارت ، دارای حقوقی است . علاوه بر آن لایحه مزبور برای افراد ذی نفع در امور مربوط به شرکت سهامی ، حقوقی را قایل شده است . این حقوق در ضمن مطالب و گفتارهای مختلف گذشته بیان شده اند . اینک در این گفتار سعی می شود که جمیعاً و به اجمال به طور جداگانه هر یک از آنها مورد اشاره قرار گرفته و ردیف شوند :

حقوق صاحبان سهام و افراد ذی نفع

الف – حقوق صاحبان سهام :

حقوقی را که سهامداران شرکت سهامی به علت صاحب سهم بودن دارند ، می توان چنین بیان کرد :

1- حق حضور و حق رأی در مجامع عمومی :

 هر صاحب سهمی حق دارد در مجامع عمومی شرکت ،  حضور پیدا کند . ولی لازم است که قبلاً به شرکت مراجعه و با ارائه ورقه سهم یا گواهینامه موقت سهم متعلق به خود ، ورقه ورود به جلسه را دریافت نماید . فقط سهامدارانی حق ورود به مجمع را دارند که ورقه ورودی دریافت کرده باشند .

هر صاحب سهمی حق ابراز رأی در مجامع را دارد . ممکن است اساسنامه شرکت داراب ودن حق رأی را ، مشروط به داشتن تعداد معینی از سهام بنماید . هر صاحب سهم حق دارد که حق حضور و حق رأی خود را در مجامع عمومی به وسیله وکیل یا قائم مقام قانونی خود ، اعمال کند . هرگاه سهامدار شرکت شخص حقوقی باشد ، حق دارد حق حضور و حق رأی خود را در مجامع عمومی ، به وسیله نماینده یا نمایندگان خود عملی سازد .

سهامدار حق دارد با حضور در مجمع عمومی اصالتاً یا به سویله وکیل یا قائم مقام قانونی خود ، به شرح فوق – در صورت پیش بینی اساسنامه ، به شرط داشتن تعداد سهامی که جهت دادن رأی در مجامع لازم است – در انتخاب اعضای هیأت مدیره و بازرسان و عزل آنها و در رسیدگی و تصویب ترازنامه ، حساب سود و زیان سال مالی قبل و صورت دارائی و مطالبات و دیون شرکت و صورت حساب دوره عملکرد سالیانه شرکت و غیره ، در مجمع عمومی عادی و در تغییر مواد اساسنامه یا تغییر سرمایه یا انحلال شرکت قبل از موعد ، در مجمع عمومی فوق العاده ، مشارکت کرده و رأی بدهد .

2- حق استفاده از ترتیب خاص انتخاب هیأت مدیره :

سهامدار شرکت حق دارد از ترتیب خاصی که در قانون برای انتخاب اعضای مدیره مقرر است ، استفاده نماید . توضیح این که در مورد انتخاب اعضای هیأت مدیره تعداد آراء هر رأی دهنده در عدد مدیرانی که باید انتخاب شوند ضرب می شود ، و حق رأی هر رأی دهنده برابر حاصل ضرب مذکور خواهد بود . رأی دهنده می تواندآراء خود را به یک نفر بدهد یا آن را بین چند نفری که مایل باشد ، تقسیم کند .

3- حق داوطلب شدن برای عضویت در هیأت مدیره و سمت بازرسی :

هر صاحب سهم حق دارد برای عضویت در هیأت مدیره و داشتن سمت بازرسی ، داوطلب شود و در صورت فقدان موانع قانونی و کسب آراء لازم ،به سمت های مزبور انتخاب گردد .

4- حق مراجعه به صورتحساب ها و اطلاع از عملیات :

 سهامدار شکت می تواند از پانزده روز قبل از تشکیل مجمع عمومی عادی ، به مرکز شرت مراجعه و صورت حساب ها را رؤیت کند و از ترازنامه و حساب سود و زیان و گزارش عملیات مدیران و  گزارش بازرسان ، رونوشت بگیرد . علاوه بر آن ، هر صاحب سهم حق دارد ، مانند زمان قبل از انحلال شرکت ، از عملیات و حساب ها در مدت تصفیه ، کسب اطلاع کند .

5- حق مراجعه به گزارش بازرسان :

 سهامدار شرکتس هامی حق دارد به  گزارش بازرس یا بازرسان که درباره صحت و درستی صورت دارائی و صورت حساب دوره عملکرد و حساب سود و زیان و ترازنامه ای که هیأت مدیره برای تسلیم به مجمع عممی عادی سالانه تهیه می کند ، تنظیم کرده اند ، مراجعه نماید . این  گزارش باید لااقل ده روز قبل از تشکیل مجمع عمومی مزبور ، جهت مراجعه صاحبان سهام ، در مرکز شرکت آماده باشد .

6- حق درخواست تشکیل مجمع عمومی و حق دعوت مستقیم آن :

 سهامدارانی که اقلاً یک پنجم سهام شرکت را مالک باشند ، حق دارند که دعوت صاحبانس هام را برای تشکیل مجمع عمومی از هیأت مدیره خواستار شوند. هرگاه هیأت مدیره ، حداکثر تا بیست روز به دعوت مزبور اقدام نکند ، درخواست کنندگان می توانند دعوت مجمع عمومی را از بازرس یا بازرسان بخواهند و اگر حداکثر تا ده روز ، بازرس یا بازرسان ، مجمع مورد تقاضا را دعوت نکنند ، سهامداران فوق الذکر حق خواهند  داشت که مستقیماً به دعوت مجمع ، با رعایت تشریفات لازم ، اقدام نمایند.

7- حق فروش و انتقال سهم :

 چون در شرکت های سهامی عام ، نقل و انتقال سهام به موافقت مدیران یا مجامع عمومی مشروط نیست ، لذا در این شرکت ها سهامدار حق فروش و انتقال سهم یا سهام خود را دارد . نقل و انتقال سهام بی نام به قبض و اقباض به عمل می آید . ولی انتقال سهام با نام باید در دفتر ثبت سهام شرکت ، به ثبت برسد و انتقال دهنده یا وکیل یا نماینده قانونی او باید انتقال را در دفتر مزبور ، امضاء کند . هرگاه انتقال سهام بی نام بدون رعایت شرایط مزبور به عمل آید ، از نظر شرکت فاقد اعتبار خواهد بود.

 لایحه اصلاح قانون تجارت در مورد نقل و انتقال سهام شرکت های سهامی خاص ، بیانی ندارد . هر چند که به تصریح لایحه مزبور اصولاً ، ورقه سهم قابل معامله است ، لیکن از آنجا که تشکیل این شرکت ها قاعدتاً بین اشخاصی انجام می گیرد که قبلاً با هم آشنائی دارند ، لذا نمی توان نقل و انتقال بدون قید و شرط سهام آنها را ، که ممکن است سبب ورود شخص ناآشنائی به شرکت گردد ، تجویز نمود . مگر این که صاحبان سهام در این خصوص قبلاً توافق نموده باشند ، مثلاً در اساسنامه پیش بینی کنند که نقل و انتقال سهام ،بدون هیچ قید و شرطی انجام شود یا این امر با تصویب هیأت مدیره یا تصویب مجمع عمومی یا با رضایت همه صاحبان ، سهام صورت گیرد .

8- حق دریافت سود سالانه :

 در صورت وجود منافع برای شرکت سهامی، تقسیم لااقل ده درصد از سود ویژه بین صاحبان سهام ، الزامی است که به تصویب مجمع عمومی عادی سالانه پس از تصویب حسابهای سال مالی ، به عمل می آید . هر سهامداری حق دارد که به نسبت سهام خود ، از این سود بهره مند گردد .

9- حق ا ستفاده از مزایای سهم ممتاز :

 مزایای سهم ممتاز ، ممکن است مثلاً دریافت درصدی سود بیشتر از سایر سهام ، از سود ویژه سالانه شرکت یا اولویت نسبت به سهام دیگر ، در برداشت مبلغ اسمی از دارائی شرکت به هنگام انحلال و تصفیه شرکت باشد . هر سهامدار حق دارد استفاده از تمام مزایائی که برای سهام ممتاز در اساسنامه شرکت یا به تصمیم مجمع عمومی فوق العاده مقرر شده است ، حق سهامدار ، دارنده سهم ممتاز می باشد .

10- حق دریافت اندوخته قابل تقسیم :

مجمع عمومی عادی سالانه ، می تواند تصمیم بگیرد که مبالغی از اندوخته هائی که شرکت در اختیار دارد ، بین صاحبان سهام تقسیم شود . هر سهامدار حق دارد که از مبالغ مزبور به نسبت سهام خود ، دریافت دارد .

11- بهره مندی از عواید حاصل از اضافه ارزش سهام :

 سهامدار حق دارد از عواید حاصل از اضافه ارزش سهام ، به نسبت سهم خود بهره مند گردد . توضیح این که در افزایش سرمایه از طریق صدور سهام جدید ، شرکت می تواند مبلغی علاوه بر مبلغ اسمی سهم به عنوان اضافه ارزش سهم ، از خریداران دریافت کند . شرکت می تواند اضافه ارزش سهام فروخته شده را به اندوخته منتقل سازد یا نقداً بین صاحبان سهام تقسیم کند یا در ازاء آن ، به صاحبان سهام خود ، سهام جدید بدهد . در دو حالت اخیر ، بهره مندی از اضافه ارزش سهام ، به نسبت سهامی که دارد ، نسبت به مورد به طور نقدی یا از سهام جدید مربوط ، حق هر سهامدار شرکت است .

12- بهره مندی از سهام جدید

 در افزایش سرمایه از طریق صدور سهام جدید ، امکان دارد که تأدیه مبلغ اسمی سهام جدید ، از طریق انتقال سود تقسیم نشده یا اندوخته یا عواید حال از اضافه ارزش سهام جدید به سرمایه شرکت ، صورت گیرد . در این حالت هر سهامدار حق دارد به نسبت سهامی که مالک است ، از سهام جدیدی که مبلغ اسمی آنها به طریق مذکور تأدیه شده ، بهره مند گردد .

13- حق تقدم در خرید سهام جدید و حق انتقال آن :

در موردی که افزایش سرمایه شرکت از طریق صدور سهام جدید صورت می گیرد ، صاحبان سهام ، به نسبت سهامی که مالکند ، در خرید سهام جدید ، حق تقدم دارند و این حق قابل نقل و انتقال است . توضیح این که سهامدار فقط در مهلتی که تعیین شده است ، می تواند حق تقدم مذکور را اعمال کند .

14- حق وتوی افزایش سرمایه :

در مورد افزایش سرمایه شرکت از طریق بالا بدرن مبلغ اسمی سهام موجود ، هرگاه این امر برای صاحبان سهام تعهدی به وجود آورد ، سهامدار « حق وتو » دارد و می تواند با عدم موافقت ، مانع افزایش سرمایه از این طریق گردد . زیرا به تصریح قانون ، افزایش سرمایه از طریق بالا بردن مبلغ اسمی سهام موجود ، در صورتی که برای صاحبان سهام ایجاد تعهد کند ، ممکن نخواهد بود ، مگر آن که کلیه صاحبان سهام ، با آن موافق باشند . و چون در موردی که افزایش سرمایه از طریق بالا بردن مبلغ اسمی سهام موجود ، صورت می گیرد ، کلیه افزایش سرمایه باید نقداً پرداخت شود ، بنابراین ، این طریق افزایش سرمایه برای سهامداران ایجاد تعهد می نماید و لذا تصویب آن به اتفاق آراء آنها نیاز دارد و عدم ابراز رأی مثبت از طرف هر یک از سهامداران ، مانع این تصویب خواهد بود . بدین ترتیب فی الواقع ، در این طریق افزایش سرمایه ، سهامدار شرکت دارای « حق وتو » می باشد .

15- حق دریافت مبلغ کاهش یافته هر سهم :

در موردی که کاهش اختیاری سرمایه از طریق کاهش بهای اسمی سهام صورت می گیرد ، سهامدار شرکت حق دریافت ملغ کاهش یافته هر سهم را دارد . توضیح این که در این طریق کاهش سرمایه ، لازم است که کاهش مبلغ اسمی سهام به نسبت متساوی باشد و مبلغ کاهش یافته هر سهم به صاحب آن پرداخت شود .

16- حق اقامه دعوی علیه مدیران شرکت :

  سهامدار یا سهامدارانی که مجموع سهام وی یا آنها ، حداقل یک پنجم مجموع سهام شرکت باشد ، می توانند در صورت تخلف یا تقصیر رئیس و اعضای هیأت  مدیره یا مدیرعامل ، به نام و از طرف شرکت ، نسبت به مورد ، علیه هر یک یا تمام یا بعضی از آنها اقامه دعوی نمایند و جبران کلیه خسارات وارده به شرکت را ، به نفع شرکت ، از آنها مطالبه کنند

17- حق دریافت مبلغ اسمی سهام و مازاد ، پس از ختم تصفیه :

 سهامدار شرکت حق دارد ، پس از ختم تصفیه ، مبلغ اسمی سهم یا سهام خود و حصه مازاد دارائی مربوط به خود را ، دریافت کند . توضیح این که پس از ختم تصفیه و انجام تعهدات و تأدیه کلیه دیون ، دارائی شرکت بدواً به مصرف بازپرداخت مبلغ اسمی سهام به سهامداران ، می رسد و مازاد به ترتیب مقرر در اساسنامه و در صورتی که اساسنامه ساکت باشد ، به نسبت سهام ، بین سهامداران تقسیم می شود.

بعلاوه ، پس از اعلام ختم تصفیه ، مدیران تصفیه باید وجوهی را که باقی مانده است در حساب مخصوصی نزد یکی از بانک های ایران تودیع و صورت اسامی بستانکاران و صاحبان سهامی را که حقوق خود را استیفاء نکرده اند ، به آن بانک تسلیم و مراتب را طی آگهی ، به اطلاع اشخاص ذی نفع برسانند ، سهامدار شرکت حق دارد ، تا ده سال از تاریخ انتشار آگهی ختم تصفیه ، به بانک مزبور مراجعه و طلب خود را دریافت دارد . پس از انقضای ده سال ، هر مبلغ از وجوه که در بانک باقی مانده باشد در حکم اموال بلاصاحب بوده و به خزانه دولت منتقل می شود .

ب – حقوق ذی نفع ها :

ذی نفع ها کدامند :

مقدمتاً به نظر مفید می رسد یادآوری شود که « ذی نفع » های شرکت سهامی ، یعنی کسانی که می توانند نسبت به آن ، به نوعی دارای نفع و صاحب ادعا باشند ، از جمله عبارتند از :

 سهامداران ، رئیس و اعضای هیأت مدیره ، مدیرعامل و بازرسان – نمایندگان اشخاص حقوقی سهامدار شرکت به لحاظ سمت خود – قائم مقام قانونی صاحبان سهام – اشخاصی که از طرف سهامداران وکالت یا نمایندگی دارند در حدود وکالت یا نمایندگی خود – طلبکاران شرکت – اشخاصی که طرف قرارداد یا معامله با شرک اند – اشخاصی که خود – طلبکاران شرکت – اشخاصی که طرف قرارداد یا معامله با شرکت اند – اشخاصی که به عنوان ضامن تعهدات شرکت را ضمانت کرده اند – بانک  ها و مؤسسات مالی که در انتشار اوراق قرضه قابل تعویض با سهام شرکت سهامی عام ، افزایش سرمایه شرکت را پذیره نویسی کرده اند – دارندگان اوراق قرضه – هر شخص ثالث که طبق ماده 270 قانون تجارت ، از طرف شرکت سهامی ، برات اعتراض شده او را کارسازی ( پرداخت ) کرده است – اشخاصی که چک یا سفته شرکت را ، به عنوان ضامن امضاء کرده اند – و غیره .  اینک پس از مقدمه مذکور ، حقوق ذی نفع های شرکت سهامی بیان می شود :

 لایحه اصلاح قانون تجارت ، در برخی موارد ، برای هر « ذی نفع » ، نسبت به امور شرکت سهامی حق اقدام داده است . به این موارد ، همان طور که ( شماره 503 ) گفته شد ، ضمن مطالب و گفتارهای قبلی اشاره شده است . ولی در این گفتار یک جا ، به بیان اجمالی آنها پرداخته می شود .

حقوق ذی نفع های شرکت سهامی را می توان به ترتیب زیر شماره کرد :

1- حق درخواست تشکیل مجمع عمومی عادی :

در موردی که مدت مأموریت هیأت مدیره شرکت سهامی ،  منقضی شود و مراجع موظف به دعوت مجمع عموم ی ، به وظیفه خود عمل نکنند و مجمع عمومی عادی شرکت را جهت انتخاب هیأت مدیره جدید دعوت ننمایند ، هر ذی نفع می تواند از مرجع ثبت شرکت ها ، دعوت مجمع عمومی عادی را برای انتخاب هیأت مدیره، تقاضا نماید .

در صورتی که بر اثر فوت یا استعفاء یا سلب شرایط از یک یا چند نفر از مدیران ، تعداد اعضای هیأت مدیره از حداقل مقرر کمتر شود و اعضای مالی البدل تعیین نشده یا تعداد آنها کافی برای تصدی محل های خالی در هیأت مدیره نباشد و مدیران باقی مانده ، از دعوت مجمع عمومی عادی برای انتخاب مدیر یا مدیران که سمت آنها بلامتصدی مانده است ، خودداری کنند ، هر ذی نفع حق دارد از بازرس یا بازرسان بخواهد که به دعوت مجمع عمومی مزبور ، جهت تکمیل اعضای هیأت مدیره اقدام کنند.

2- حق درخواست تعیین بازرس :

در صورتی که مجمع عمومی عادی ، برای شرکت بازرس معین نکرده باشد یا یک یا تعدادی از بازرسان به عللی نتوانند گزارش بدهند یا از دادن گزارش امتناع ورزند ، هر ذی نفع می تواند از دادگاه درخواست انتخاب بازرس یا بازرسان به تعداد مقرر در اساسنامه را بنماید .

3- حق تقاضای عزل عضو هیأت مدیره :

هرگاه عضو هیأت مدیره ، با وجود موانع قانونی ، به عضویت هیأت مدیره شرکت سهامی انتخاب شود یا پس از انتخاب شدن ، مشمول موانع مزبور گردد ، هر ذی نفع می تواند عزل وی را از دادگاه تقاضا کند .

4- حق درخواست عزل مدیر عامل :

 هرگاه شخصی با وجود موانع قانونی به مدیریت عامل شرکت سهامی انتخاب شود یا پس از انتخاب شدن به سمت مزبور ، مشمول موانع قانونی گردد ، هر ذی نفع می تواند عزل وی را از دادگاه درخواست نماید .

5- حق درخواست تقلیل سرمایه شرکت :

 هرگاه مبلغ پرداخت نشده سهام ، ظرف مدت مقرر در اساسنامه مطالبه نشود و هیأت مدیره ، مجمع عمومی فوق العاده را برای تقلیل سرمایه شرکت تا میزان مبلغ پرداخت شده سرمایه ، دعوت نکند یا مجمع عمومی مزبور نتواند در این مورد اخذ تصمیم کند ، هر ذی نفع حق دارد که برای تقلیل سرمایه ثبت شده شرکت تا میزان مبلغ پرداخت شده ، به دادگاه  مراجعه نماید .

6- حق درخواست انحلال شرکت :

در موارد زیر ، هر ذی نفع می تواند انحلال شرکت سهامی را از دادگه درخواست کند :

1- در صورتیکه که سرمایه شرکت بعد از تأسیس به هر علت از حداقل مقرر ، ( پنج میلیون ریال در شرکت سهامی عام و یک میلیون ریال در شرکت سهامی خاص ) ، کمتر شود و ظرف یک سال نسبت به افزایش سرمایه تا میزان حداقل مزبور ، اقدام به عمل نیاید یا شرکت به نوع دیگری از انواع شرکت های مذکور در قانون تجارت تغییر شکل پیدا نکند .

2-  در موردی که بر اثر زیان های وارده حداقل نصف سرمایه شرکت از میان برود ، و هیأت مدیره بلافاصله مجمع عمومی فوق العاده را جهت شور و رأی درباره موضوع انحلال یا بقای شرکت دعوت نکند یا مجمعی که دعوت می شود ، تشکیل نگردد یا نتواند در موضوع مزبور اخذ تصمیم نماید .

3- در صورتی که تا یک سال پس از به ثبت رسیدن شرکت ، هیچ  اقدامی جهت انجام موضوع آن صورت نگرفته باشد و نیز در صورتی که فعالیت های شرکت در مدت بیش از یک سال متوقف شده باشد . – یا مجمع عمومی  عادی سالانه ، برای رسیدگی به حساب های هر یک از سال های مالی ، تا ده ماه از تاریخی که اساسنامه معین کرده است ، تشکیل نشده باشد . – یا سمت تمام یا بعضی از اعضای هیأت مدیره یا سمت مدیرعامل شرکت ، طی مدتی زاید بر شش ماه بلامتصدی مانده باشد .

4- وقتی که شرکت موضوعی را که برای آن تشکیل شده است انجام داده یا انجام آن غیرممکن شده باشد ، یا شرکت برای مدت معین تشکیل گردیده و آن مدت منقضی شده باشد و مجمع عمومی فوق العاده جهت انحلال شرکت تشکیل نشود یا رأی به انحلال شرکت ندهد .

7- حق درخواست بطلان شرکت یا عملیات یا تصمیمات :

 هرگاه مقررات قانونی در مورد تشکیل شرکت سهامی یا عملیات آن یا تصمیماتی که توسط هر یک از ارکان شرکت اتخاذ می گردد ، رعایت نشود ، برحسب مورد ، هر ذی نفع می تواند بطلان شرکت یا عملیات یا تصمیمات مذکور را از دادگاه خواستار شود .

8- حق درخواست تأدیه دیون :

 در صورتی که شرکت ورشکسته شود یا پس از انحلال معلوم شود که دارائی شرکت برای تأدیه دیون آن کافی نیست ، هر ذی نفع می تواند از دادگاه درخواست نماید که هر یک از اعضای هیأت مدیره یا مدیرعاملی که ورشکستگی یا کافی نبودن دارائی شرکت به نحوی از انحاء معلول تخلف او بوده است ، منفرداً یا متضامناً به تأدیه آن مقدار از دیونی که پرداخت آن از دارائی شرکت ممکن نیست ، محکوم نماید .

9- حق درخواست تعیین مدیر تصفیه یا جانشین او :

 در صورتی که به هر علت مدیر تصفیه تعیین نشده باشد یا تعیین شده ، ولی به مظایف خود عمل نکند ، هر ذی نفع می تواند تعیین مدیر تصفیه را ، از دادگاه درخواست کند .

اگر امر تصفیه منحصراً به عهده یک نفر باشد ، در صورت فوت یا حجر یا ورشکستگی مدیر تصفیه ، در صورتی که مدیر تصفیه توسط مجمع عمومی شرکت انتخاب شده باشد ، هر ذی نفع می تواند از مرجع ثبت شرکت بخواهد که مجمع عمومی عادی صاحبان سهام را جهت تعیین جانشین مدیر تصفیه مذکور ، دعوت نماید و در صورتی که مجمع عمومی عادی مزبور تشکیل نشود یا نتواند جانشین مدیر تصفیه را انتخاب نماید یا در صورتی که مدیر تصفیه متوفی یا محجور یا ورشکسته توسط دادگاه تعین شده با شد هر ذی نفع می تواند تعیین جانشین را ، از دادگاه خواستار شود . متذکر می شود که اگر مدیران تصفیه متعدد باشند ، در صورت فوت یا حجر یا ورشکستگی مدیر یا مدیران تصفیه ، دعوت مجمع عمومی عادی جهت انتخاب جانشین ، بر عهده مدیر یا مدیران تصفیه باقی مانده است .

10- حق درخواست تشکیل مجمع عمومی در زمان تصفیه :

536- هرگاه در مدت تصفیه ، مدیران تصفیه به تکلیف خود عمل نکرده و در موارد لزوم به دعوت مجمع عمومی عادی مبادرت نکنند و ناظر یا ناظران نیز به دعوت مجمع مزبور اقدام ننمایند یا ناظر پیش بینی نشده یا معین نشده باشد ، هر ذی نفع می تواند از دادگاه درخواست کند که حکم به تشکیل مجمع عمومی صادر نماید . – توضیح این که مادام که امر تصفیه خاتمه نیافته است مدیران تصفیه باید همه ساله مجمع عمومی عادی صاحبان سهام را جهت تسلیم صورت دارائی و ترازنامه و حساب سود و زیان عملیات خود ، دعوت به تشکیل کنند .

11- حق مراجعه به اسناد و مدارک شرکت پس از ختم تصفیه :

هر ذی نفع حق دارد تا  ده سال از تاریخ اعلام ختم تصفیه شرکت سهامی ، به دفاتر و سایر اسناد و مدارک مربوط به تصفیه مراجعه نماید . توضیح این که ، دفاتر و اسناد و مدارک شرکت تصفیه شده ، باید تا ده سال از تاریخ ختم تصفیه محفوظ بماند . به این منظور مدیران تصفیه باید مقارن اعلام ختم تصفیه به مرجع ثبت شرکت ها ، دفاتر و اسناد و مدارک مذکور را نیز به مرجع مزبور تحویل دهند ، تا نگهداری و برای مراجعه اشخاص ذی نفع ، آماده باشد .

یادآوری :

در خاتمه این گفتار ، می توان به مطالبی اشاره کرد :

1- از آنجا که ورشکستگی شرکت سهامی ، مانند تاجر و سایر شرکت های تجارتی ، به حکم دادگاه از جمله : 1- به موجب تقاضای یک یا چند نفر از طلبکاران ، 2- برحسب تقاضای « دادستان » اعلام می شود ، و از طرفی ورشکستگی در اثر توقف از تأدیه وجوهی که بر عهده شرکت سهامی است ، حاصل می گردد ، بنابراین می توان گفت که طلبکار شرکت سهامی که ذی نفع محسوب می شود ، در صورت ناتوانی شرکت از پرداخت طلب او ، می تواند رسیدگی و اعلام ورشکستگی آن را از دادگاه تقاضا کند . همچنین هر ذی نفعی می تواند « دادستان شهرستان » را از توقف شرکت سهامی از پرداخت وجوهی که برعهده دارد ، مطلع سازد که در این صورت ، هرگاه دادستان مزبور اطمینان حال کند ،  از دادگاه ، رسیدگی و اعلام ورشکستگی شرکت را خواستار خواهد شد .

2- هر ذی نفع ، مثلاً سهامدار شرکت سهامی ، طبق قواعد کلی حقوقی ، در هر موقع می تواند با ارائه دلایل و مدارک ، علیه هیأت مدیره یا رئیس و هر یک از اعضای آن ، مدیرعامل و بازرس یا بازرسان راجع به امور شرکت ، شکایت و اعلام جرم نماید و یا نسبت به مطالبات خود از شرکت یا تعهداتی که شرکت در برابر او برعهده داشته و از پرداخت یا انجام آن خودداری کرده است ، علیه شرکت اقامه دعوی کند .