شرکت تضامنی و تعریف شرکت نسبی ، به طوی که ( بند 2 شماره 782 ) گفته خوااهد شد ، از شرکت های شخص محسوب می شوند . زیرا در آنها شخص شرکاء شهرت و اعتبار و دارائی آنها ، مورد توجه بوده و در وضع و اعتبار شرکت مؤثر می باشد.

در قانون تجارت ، مقررات راجع به شرکت تضامنی و شرکت نسبی ، غیر از تعریف و مسؤولیت شرکاء ، یکسان و مشترک است . به همین علت هر دو آنها با هم در همین مبحث مورد گفتگو قرار می گیرد

تعریف شرکت نسبی

طبق قانون تجارت ، « شرکت نسبی شرکتی است که برای امور تجارتی در تحت اسم مخصوص بین دو یا چند نفر تشکیل و مسؤولیت هر یک از شرکاء به نسبت سرمایه ایست که در شرکت گذاشته است » .

بنا به تعریف مزبور ، شرکت نسبی نیز مانند شرکت تضامنی ، اسم معینی داشته و موضوع آن باید امور تجارتی باشد . برای تشکیل آن وجود حداقل دو شریک لازم است.

منظور از امور تجارتی ، همان معاملات تجارتی موضوع ماده 2 قانون تجارت است ( که سابقاً در ش 24 و بعد ، ج 1 ذکر شد ) . چون « معاملات غیر منقول به هیچ وجه تجارتی محسوب نمی شود » ، لذا موضوع شرکت نسبی و شرکت تضامنی ، نمی تواند معاملات اموال غیرمنقول ، مثل زمین و آپارتمان باشد .

« اگر دارائی شرکت نسبی برای تأدیه تمام قروض شرکت کافی نباشد ، هر یک از شرکاء به نسبت سرمایه ای که در شرکت داشته ، مسؤول تأدیه قروض شرکت است » . برای این که معلوم گردد که دارائی شرکت کافی برای پرداخت بدهی های آن هست یا خیر ، لازم است که شرکت منحل شود و دارایی آن نقد گردیده و بابت طلب طلبکاران به آنها پرداخت شود . هرگاه قسمتی از طلب طلبکاران به علت کم بودن دارائی شرکت ، یا تمام طلب طلبکاران به علت صفر بودن دارائی آن ، پرداخت نشده باقی بماند . در این صورت است که طلبکار یا طلبکاران شرکت حق مراجعه و مطالبه باقی مانده طلب یا تمام آن را ، نسبت به مورد ، از فرد فرد شرکاء به طور جداگانه و به نسبت سرمایه آنها ، دارند و می توانند علیه فرد فرد شرکاء در دادگاه اقامه دعوی نمایند . منظور از اقامه دعوی علیه فرد فرد شرکاء ، این است که هر یک از طلبکاران شرکت باید به طور جداگانه علیه هر یک از آنها به دادگاه دادخواست بدهد . و حال آن که در نظیر مورد ،در شرکت تضامنی به شرکاء هر یک از طلبکاران شرکت می تواند علیه دو یا چند یا همه شرکاء با تنظیم و تقدیم یک دادخواست ، اقامه دعوی نماید .